معنى كه هر گاه كوكب به حركت خاصه خود بغايت ارتفاع رسد در اين وقت هر دائره كه به مركز كوكب و سمت الراس گذرد دائره نصف النهار باشد به نسبت همان كوكب . و نصف فلك كه به جهت قطب ظاهر معدل النهار است هميشه نمايان باشد ، و نصف ديگر ناپديد بود . و نصف فلك البروج كه ميان اعتدالين بجانب قطب ظاهر واقع است هميشه فوق الارض باشد ، و نصف ديگر مدام تحت الارض . و هيچيك كوكب را از حركت اولى طلوع و غروب نباشد . و مادامى كه مكث آفتاب در نصف ظاهر فلك البروج باشد كه تقريبا شش ماه است حالت نهار بود ، و مادامى كه در نصف خفى باشد حالت شب بود ، پس مجموع سال شمسى يك شبانه روز باشد . و عرض تسعين را از آفاق ذات ظل دائره خوانند » . ( ص 674 و 675 ط هند )
اين بود آنچه كه از جامع بهادرى نقل آن را اكنون روا داشتيم . آنكه فرمود « : تقريبا شش ماه است » وجه تقريب و بيان تحقيق پس از شناختن سير شمس و اوج و حضيض آن عنوان مىشود . و عمده هدف ما فعلا اين است كه در عرض تسعين مشرق و مغرب و شمال و جنوب منعدم است و دائره نصف النهار متعين است ، پس دائره مشرق و مغرب نيز در حقيقت منعدم است .
بيست و سوم :
نسبتى كه واقع است ميانه ماره باقطاب اربعه و وسط السماء رويت ، عموم و خصوص من وجه است . و منطبق ميشوند در هنگامى كه قطب معدل بر سمت الراس باشد .
بيان :
عبارت نسخه چنان بود كه نقل كرده ايم ، و لكن صواب اين است كه به جاى عبارت « قطب معدل » عبارت « ماره به اقطاب اربعه » بوده باشد ، زيرا كه وسط السماء رويت كه دائره عرض اقليم رؤيت است چنان كه در درس 29 به تفصيل دانسته شده است ، ماره به دو قطب منطقة البروج و دو قطب افق است افق هر نقطه كره ارض بوده باشد ، خواه آفاق استوائى ، و خواه آفاق مائله ، و خواه عرض تسعين و هر گاه دائره ماره باقطاب اربعه به سمت راس افقى گذرد با وسط سماء رؤيت متحد خواهد بود كه ماده جمع وجه ياد شده است .