عربيت ماهر بود آن كتاب را نيك فهم كرد وصله اى جزيل بوريحان را داد . ( لغت نامه دهخدا در بيوگرافى ابوريحان )
مطلب ديگر در اول درس 35 در تحصيل عرض بلد پس از نقل عبارت زيج بهادرى گفته ايم كه وى « وجهى ديگر پس از وجه ياد شده گفته است كه بعد از معرفت طول بلد بازگو مى كنيم » اكنون وقت بازگو كردن آن فرا رسيده است زيرا كه به طول بلد ، معرفت حاصل شده است ، عبارت زيج مذكور در تحرير وجهى ديگر چنين است :
« بوجهى ديگر اگر طول بلد معلوم باشد ارتفاع آفتاب وقت نصف النهار معلوم كنيم ، و در همان نصف النهار تقويم آفتاب استخراج كنيم پس ميل اول جزو تقويم را اگر با ارتفاع مخالف باشد در جهت ، از او بكاهيم ، و اگر با ارتفاع موافق باشد و با عرض بلد مخالف بر ارتفاع افزائيم حاصل يا باقى تمام عرض بلد باشد ، و الا ميل را بر ارتفاع افزائيم و از حاصل نود بكاهيم ، باقى عرض بلد باشد ، و در بلاد ذات ظل دائر اعظم ارتفاعين معتبر دارند » . ( ص 79 ط 1 هند )
بيان :
احتياج به طول بلد در اين وجه بدينجهت است كه در تحصيل تقويم شمس بتحقيق ، نياز بدانستن طول بلد است . مثلا در زيج بهادرى پس از تحصيل تقويم شمس در موضع رصد آن كه مقام گيا بلده صاحب گنج از مضافات صوبه بهار هند است ، براى تحصيل تقويم شمس در جاى ديگر گويد : پس اگر در موضعى ديگر خواسته باشند ملاحظه كنند كه ساعات و دقايق تفاوت طول موضع مطلوب از موضع رصد چيست بمقابله اين تفاوت . . . الخ . ( ص 406 ط 1 هند )
ميل اول در درس دهم و دوازدهم دانسته شده است و در درس سيزدهم گفته ايم كه تقويم كوكب همان طول كوكب است و هر دو به يك معنى است . و در هر درس بيست و هفتم ارتفاع و دائره ارتفاع گفته آمد . و مراد از جزء درجه است كه در درس چهل م گفته آمد كه :
« چه بسا در كتب فن ، اجزاى فلك البروج را درجات ، و اجزاى معدل النهار را ازمان گويند » . . .