تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
مذكور فوق الارض برسد ، آن دو شخص سائر در همان نقطه نيز به يكديگر مى رسند و با شخص مقيم در آنجا باز اجتماع كنند . پس شخص مقيم گويد امروز جمعه است زيرا كه شمس از افق غروب كرده است كه شب جمعه را ادراك كرده است ، و سپس از افق او طلوع كرده است كه روز جمعه او است و به دائره نصف النهار او كه دائره نصف النهار همان نقطه مفروض است رسيده است . و آن ساير كه به حركت خلاف توالى با شمس حركت كرده است و به فرض مدت سير او نيز در يك بيست و چهار ساعت به مقدار يكدوره حركت اولى است كه با شمس در حركت است ، هنوز در همان روز پنجشنبه است زيرا كه براى او شب پيش نيامده است . اما آن كه به توالى حركت كرده است گويد امروز شنبه است زيرا كه اين سائر چون از نقطه مفروض بر محيط استواء مثلا ، چهل و پنج درجه به سوى مشرق دور شود ، شمس به سوى مغرب نيز به همان مقدار دور شود ، پس در اين هنگام شمس بر افق مغرب آن شخص بود و از سمت راس آن تا شمس نود درجه بود و شب او كه ليله جمعه است فرا رسيده است . و باز چون شخص چهل و پنج درجه ديگر سير كند شمس نيز به همان مقدار سير مى نمايد پس فاصله بين شمس تا نقطه مفروض بر محيط ، ربع دور بود چنان كه فاصله شخص تا همان نقطه ، لاجرم فاصله ميان شخص تا شمس نصف دور بود پس در اين حال شمس به دائره نصف النهار آن شخص سائر در تحت افق وى رسيده است ، پس سه ربع دور براى هر يك از شمس و شخص سائر مانده است كه تا به دائره نصف النهار نقطه مفروض در نزد مقيم برسند ، و چون شخص چهل و پنج درجه ديگر حركت كند شمس نيز به همان مقدار حركت كند كه فاصله ميان شمس و شخص نود درجه مىشود ، پس شمس به افق مشرق آن شخص بود كه اول روز جمعه او است ، و چون هر يك باز چهل و پنج درجه سير كنند آفتاب به دائره نصف النهار اين شخص سائر رسد كه نيمروز جمعه است ، و اينك هر يك از شمس و شخص از نقطه مفروض بر محيط كه محل اجتماع بود نصف دور آمده اند و تا بدان نقطه برسند بايد نصف دور ديگر را به پيمايند ، پس به همان منوال ياد شده چون شخص سائر
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 210 | حسن حسن زاده آملى