بعدى كه از جهت شمال جنوب داشت ، و چون در تقدير وسعت سطوح اقل دو بعد آن را عرض گويند و اكثر را طول پس عرض قدر معلوم از صفحه زمين در جهت شمال جنوب بود ، و طولش در جهت مشرق مغرب ، و متاخرين تبعيت نموده اصطلاح متقدمين را تغيير ندادند ، و با وجود آن كه حالا نمى توان گفت كه سطح زمين در كدام جهت اطول است و در كدام جهت اقصر ، و بنابر اصطلاح قوم بايد بعد زمين را در جهت شمال جنوب عرض خواند ، و در جهت مشرق مغرب طول .
و به دائره استواء ، عرض بر دو جزء منقسم شود يكى را عرض شمالى گوئيم ، و ديگرى را عرض جنوبى . و هر كدام از اين دو نوع عرض از استواء ممتد مىشود تا به يكى از دو قطب ، و از صفر درجه مى رسد به نود درجه .
و حال اگر بگوييم كه عرض فلان بلد فلان قدر درجه و دقيقه است ، مثلا عرض طهران سى و پنج درجه و چهل دقيقه شمالى است ، نمى توان محل حقيقى آن را بر صفحه زمين درست بدست آورد چون كه نمى دانيم در كدام منطقه واقع است از محيط دائره كه به عرض سى و پنج درجه و چهل دقيقه شمالى فرض نمائيم ، پس لازم شد كه مواضع بلاد را نيز نسبت دهند به دائره عظيمه ديگر كه قائم باشد بر دائره استواء . و اختيار نمودند يكى از دوائر بيشمار نصف النهار را كه كره زمين را در جهت شمال جنوب قطع مىكند و چنين دائره را نصف النهار اصلى ، و نصف النهار اول ، و مبدء گويند . و به چنين دائره نسبت مى دهند مواضع بلاد مختلفه را . مثلا گوييم : طهران ، فلان قدر درجه ، سمت مشرق يا سمت مغرب نصف النهار اصلى واقع شده است ، حال مشخص نموديم كه طهران در سى و پنج درجه و چهل دقيقه عرض شمالى واقع است ، پس اگر علاوه بر آن بگوييم كه مثلا چهل و هشت درجه به سمت مشرق نصف النهار اصلى واقع است ، موضع حقيقى آن خوب بر صفحه زمين معلوم مىشود .
دائره نصف النهار اصلى ، طول را بر دو جزء منقسم كند : يكى را طول شرقى گوييم ، و ديگر را طول غربى . و عوض آن كه بگوييم طهران فلان قدر درجه ، به سمت مشرق يا به سمت مغرب نصف النهار اول واقع است ، چنين گوييم كه :
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨٣