را كه مبدأ طول قرار داده اند ، تا نصف دور شرقى آن را و هكذا تا نصف دور غربى آن را منظور و محسوب مى دارند كه در نتيجه طول بلاد بر يك نسق نخواهد بود ، بلكه بلادى كه در جانب غرب مبدأ طول واقع اند و طول آنها را طول مثبت مى نامند به خلاف توالى بروج ، و بلادى كه در جانب شرق مبدأ طول واقع اند و طول آنها را طول منفى مى نامند به توالى بروج خواهند بود . و اكثر خريطه ها يعنى اطلس ه ا و صحيفه نقشه هاى ارضى و جغرافيائى ، مبدأ طول را گرينويچ گرفته اند . و طول بلد در نزد اينان نيز ، چنان كه در نظر دانايان باخترى و دانشمندان خاورى ، از صد و هشتاد درجه نمى گذرد .
2 فاضل مراغى در آغاز مرآة البلدان ، فصلى در تحقيق معنى عرض جغرافيائى چنين گويد :
« بر سطح افق چهار نقطه اصلى واقع است كه معروف اند به جهات اربع ، و آنها از اين قرار است : شمال ، جنوب ، مشرق ، مغرب ، اما شمال نقطه ايست كه به سمت قطب شمال باشد . و قطب شمال در نزديك ذنب دب اصغر كه آن را بنات النعش نامند واقع است ، و جنوب مقابل است با شمال ، و مشرق و مغرب معروف است .
و ما بين چهار جهت مذكوره ، چهار نقطه ديگر فرض شده : اول شمال شرقى ، و آن واقع است ما بين نقطه شمال و نقطه مشرق ، دوم شمال غربى كه واقع است ما بين شمال و مغرب ، سيم جنوب شرقى و آن واقع است ما بين جنوب و مشرق ، چهارم جنوب غربى و آن واقع است ما بين جنوب و مغرب .
و قاعده يافتن جهات اصلى اين است كه در روز بواسطه آفتاب معلوم كنند از اين قرار كه : اگر ساعت غروب كوك حاضر داشته باشيم ، مغرب آنست كه بر سر دسته غروب آفتاب آنجا واقع باشد ، و مشرق آن سمت است كه بر سر دسته طلوع آفتاب آنجا باشد . و اگر ساعت ظهر كوكى حاضر باشد ، در شش ساعتى سحر تخمينا آفتاب به سمت مشرق است ، و در شش ساعتى ظهر به سمت مغرب ، و در آفاق ايران حوالى ظهر به سمت جنوب است . و چون شخص طورى بايستد كه طرف
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨١