درس 43 : طول بلاد و مبدأ طول
سخن در تعريف طول بلد و مبدأ طول بود . بسيارى از صاحبان ارصاد ، مرصد خود را مبدأ طول بلاد كشور خود ، بلكه مبدا طول مطلق آفاق گرفته اند و چنان كه دانسته اى در نتيجه هيچ خللى روى نمى آورد يعنى اختلاف مبادى سبب اختلاف تفاوت اطوال بلاد نمى گردد ، چه اين كه آفاق و بلاد ارض بر جاى خوداند ، از قرارداد اعتبارى مبدأ طول ، نسبت فواصل آنها با يكديگر دگرگون نمى شود ، هر چند به تعبير ياد شده قانون ناصرى در درس پيش « : اولى آن بود كه جميع دول به اتفاق يك نصف النهار اصلى اختيار كنند » وجه اولويت همانست كه در درس چهلم گفته ايم : هم ارضيات بر وفق سماويات خواهد بود ، و هم اين كه وحدت نسق را در تسهيل محاسبه و عدم اضطراب محاسب ، دخلى بسزا است .
بدان كه طول بلد چه در نزد قدماء و چه در نزد متاخرين از نصف دور يعنى صد و هشتاد درجه بيشتر نمى شود . اما بنابر قرارداد قدماء ، در ارصاد حوادث فلكى مانند خسوفات كه بدان طول بلاد را تحصيل مى كردند به بيانى كه گفته آيد تقدم ساعات و اغلين در مشرق را بر ساعات و اغلين در مغرب يعنى از منتهاى عمارت شرقى تا منتهاى عمارت غربى را ، بيش از دوازده ساعت زمانى كه معادل نصف دور فلكى است نيافته اند ، لذا طول قسمت مسكون ارض را نصف دور فلكى گفته اند ، چنان كه از عدم وقوع اظلال شاخص به سمت جنوب در هنگام رسيدن شمس به يكى از دو نقطه اعتدال در وقت موافات مركز جرم شمس به دائره نصف النهار ، آن قسمت مسكون ارض را شمالى يافته اند . در دروس پيش دانسته