تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
نامهاى سيستان است و نامهاى ديگر او ، زاول و زرنگ است . سيستان را به تعريب سجستان گويند . نامهاى سيستان و وجه تسميه آن بدان نامها در كتاب تاريخ سيستان ( ص 24 21 ط 1 ) كه از كتب كهن تاريخ است بيان شده است . در كتب فن نيمروز بمعنى سيستان بسيار آمده است ، و بايد بقرينه مقام تميز داده شود ، در تاريخ سيستان گويد : « اما نيمروز دو قول گويند : يكى آن كه خسروان را در سالى يكروز بودى كه داورى يك ساله را مظالم كردندى آن همه جهان به نيمروز راست گشتى ، و مظلومان سيستان را جداگانه نيمروز بايستى بدين سبب نيمروز نام كردند . و بوالفرج بغدادى ( ابوالفرج قدامة بن جعفر الكاتب البغدادى صاحب كتاب الخراج و صنعة الكتابة ) گويد نه چنين است : اما حكماء عالم جهان را بخش كردند بر آمدن و فرو شدن خورشيد به نيمروز ، و حد آن چنان باشد كه از سوى مشرق از آنجا كه خورشيد به كوتاه ترين روزى برآيد ، و از سوى مغرب از آنجا كه خورشيد بدرازاترين روزى فرو شود و اين علم به حساب معلوم گردد ، و اين جمله را به چهار قسمت كرده اند : خراسان و ايران ( خاوران ) و نيمروز و باختر ، هر چه حد شمالست باختر گويند و هر چه حد جنوبست نيمروز گويند ، و ميانه اندر به دو قسمت شود هر چه حد شرقست خراسان گويند ، و هر چه مغربست ايرانشهر » . و در صفحه 393 تاريخ ياد شده گويد : روز سوم رجب سال 610 ه . تمامى ملك سيستان بر خداوند يمين الدين بهرامشاه بن حرب قرار گرفته ، ابونصر فراهى سجستانى صاحب نصاب صبيان ، چند بيت در مدح وى گفته است كه اين چهار بيت از آن جمله است :
شه نيمروزى و در روز ملكت
خجسته هنوز اول بامداد است
درين حرب كاندر قهستان نمودى
جهانى پر از عدل و انصاف و داد است
بمان در جهان تا جهانرا طراوت
زآب و زآتش زخاك و زياد است
نماند فراموش بر ياد خسرو
ثناء فراهى اگر هيچ ياد است
فراه ولايتى از خراسان بين هرات و سيستانست ، و فراهى منسوب بانست . و قهستان مخفف قوهستان معرب كوهستانست . در جمع نيمروز و روز و اول بامداد ،