اقرب از آن نبود عرض بلد است .
ب قوسى هم از نصف النهار كه ما بين معدل النهار و افق ، فوق افق ، از جانبى كه اقرب از آن نبود تمام عرض بلد است .
ح قوسى هم از نصف النهار كه ما بين معدل النهار و منطقة البروج در وقتى كه يكى از منقلبين بر نصف النهار بود ، به قدر ميل كلى است .
د ميل منقلب صيفى در آفاق شمالى ، شمالى است ، و ميل منقلب شتوى جنوبى است . يعنى آن در شمال معدل است و اين در جنوب آن .
پس چون ميل كلى شمالى را از ارتفاع اعظم يعنى از اعظم ترين ارتفاعات شمس در يكدوره سال شمسى خواه ارتفاع اعظم ربع دور باشد چون قسم سوم ، و خواه كمتر از آن چون قسم چهارم بكاهند ، و يا ميل كلى جنوبى را بر ارتفاع اصغر يعنى بر اصغرترين ارتفاعات شمس در مدت يكسال شمسى ، افزايند ، قوسى از نصف النهار ما بين معدل النهار و افق حاصل آيد كه تمام عرض بلد باشد و چون از ربع دور نقصان كنند حاصل قوس عرض بلد بود .
تبصره :
در اين درس از دائره نصف النهار تعبير به فلك نصف النهار كرده ايم ، چنان كه در روايت نيز تعبير به فلك نصف النهار شده است كه در درس 26 گفته آمد ، و علامه ابوريحان بيرونى در قانون مسعودى در خواص عروض آفاق قسم ششم كه از تمام ميل اعظم بيشتر و از ربع دور كمتر است گويد « : و يحصل للشمس فى كل دوره ارتفاعات فى فلك نصف النهار اصغر و اعظم » كه از دائره نصف النهار به فلك نصف النهار تعبير كرده است . و مقصود از « كل دور » در عبارت بيرونى هر دوره حركت يومى شمس به حركت اولى است نه دوره سال شمسى كه در بالا گفته ايم ، چنان كه در بيان بيايد .
مثال : در اين شكل ( ش 12 ) فرض بفرماييد ا ب ح دائره افق بر قطب د كه سمت الراس است ، و د و ب فلك نصف النهار ، وه و ر معدل النهار ، وح طى مدار راس السرطان ، و ك ل م مدار راس الجدى . پس د و عرض بلد اين قسم مفروض بود ، و و ب تمام آن . و شمس را اعظم ارتفاعات در دوره