تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
بهادرى مناسب است نه با زيج بهادرى . زيرا كه زيج بهادرى فقط در باب اول و دوم مقالت نخستين آن در محاسبات ضروريه ارقام هنديه و ارقام ستينى و مصطلحات و مرموزات دفتر تقويمى است كه باز در استخراج مطالب هيوى از جداول زيج و مسائل هندسى آن دخلى تام دارند ، و ديگر مقالات و ابواب آنها همگى در هيات و نجوم است كه هفت مقالت است ، و هر مقالت مشتمل بر چند باب و هر باب بر چند فصل . اما جامع بهادرى است كه بتعبير مؤلف در مفتتح آن ، مشتمل بر اهم مسائل فنون اربع رياضى يعنى هندسه و مناظر و حساب و هيات است كه بر شش خزينه و هر خزينه بر چند حرز و هر حرز بر چند انكشاف ترتيب داده شده است . و در هر فن امهات و اصولى بيان فرموده است كه يك عالم رياضى را بمنزلت مفتاح در آن فنون است . علاوه اين كه در ابتداى جامع بهادر خانى تصريح فرموده است كه اين كتاب مفتاح الرصد است بدين عبارت : « واضح باد كه چون به استعانت اين كتاب بى ضم رساله اى و كتابى ديگر ، تنقيح همگى مراتب رصد كواكب و وضع زيج جديد به احسن وجوه ممكن است ، بدين حيثيت آن را مفتاح الرصد توان خواند ، و ليكن از آنجا كه در حقيقت سبب فاعلى و غائى اين تاليف ذات سامى ممدوح ( جناب احتشام الدوله مبارز الملك راجه خان بهادر نصرت جنگ . . . ) است بدين لحاظ به جامع بهادر خانى موسوم ساختن عين مستحسن باشد » . ( ص 3 و 4 ط 1 ) پس صواب اين بود كه عبارات كتاب را در تعريف جامع بهادرى قرار مى داد ، و در آخر به جاى وله كتاب جامع بهادرى ، مى فرمود : وله كتاب الرصد المعروف بالطغيانى . و بدون شك و ترديد صاحب اعيان الشيعه ، زيج بهادرى را به اوصاف جامع بهادرى تعريف فرموده است . باز در تاييد گفتارم اين كه بدان نحو كه در اعيان الشيعه ، معظم له را نام برده است چنانست كه خود وى در اول جامع بهادرى به نام خود و نام پدرش تصريح كرده است بدين عبارت :