« . . . از اين رهگذر درين جزو زمان بنده آثم ابوالقاسم شهير به غلام حسين عفا عنه رب الخافقين ابن سيدنا و مولانا فتح محمد الكربلائى جونپورى دامت بركاته . » . . ( ص 2 ) .
اما در اول زيج بهادرى خودش را چنين نام برده است :
« اما بعد بر صفحات بيان ، و اوراق بتبيان مى نگارد اثيم الخلايق و احوجهم الى رحمة ربه الغفور : ابوالقاسم المعروف بغلام حسين متوطن جونپور ، كه بعد از تاليف كتاب جامع بهادر خانى كه مشتمل بر مسائل فنون رياضى است ، حسب الارشا د . . . اعنى جناب احتشام الدوله مبارز الملك راجه خان بهادر خان بهادر نصرت جنگ » . . . .
ملاحظه مى فرمائيد كه در اول زيج بهادرى ، جامع بهادرى مشتمل بر مسائل فنون رياضى وصف كرده است نه زيج بهادرى را ، و تصريح فرموده است زيج بهادرى را بعد از جامع بهادرى ، تاليف فرموده است كه با مفتاح الرصد بودن آن مناسب است ، علاوه آنكه در جامع بهادرى به وصف و تسميه مفتاح الرصد بودن آن نص فرموده است كه نقل كرده ايم .
و ديگر آن كه در اعيان الشيعه گفته است « : احتشام الملك صادر جنگ » با تصريح خود مؤلف جامع بهادرى و زيج بهادرى در چندين جاى آن دو به خصوص در جامع بهادرى به « نصرت جنگ » وفق نمى دهد ، و شايد تحريف نصرت به صادر در طبع روى آورده است ، و يا آن را به وجهى توجيه كنيم تا از اين اعتراض اغماض شود .
و ديگر آن كه در اعيان الشيعه فرموده است « : شرع فيه سنة 1248 و فرغ منه بعد سنة كاملة » به هيچوجه با زيج بهادرى راست و درست نيايد ، زيرا عملى بدان خطير ، محال است كه در مدت يكسال صورت پذيرد . علاوه اين كه خود آن جناب در ابتداى زيج بهادر خانى تصريح كرده است كه آن را در مدت پانزده سال تاليف داده است ، و عبارت او اين است :
« و نيز اين مستمند از عرضه نه سال رصد ازمنه خسوفات و اتصالات متحيره با
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١١١