تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨

درس صد و بيست و يكم

شرائط انتاج شكل اوّل به حسب كمّ و كيف دانسته شد كه به حسب كيف موجبه بودن صغرى است ، خواه كلى باشد و خواه جزئى ، و به حسب كمّ كلّيّت كبرى ، خواه موجبه باشد و خواه سالبه ، و رمز آن « مغكب اوّل » بود و منتج محصورات چهارگانه . اكنون به شرائط انتاج شكل دوم مىپردازيم : شرائط انتاج شكل دوم به حسب كمّ مانند اوّل است ، اعنى « كب » است ، و به حسب كيف اختلاف مقدمتين در ايجاب و سلب است ، از اختلاف حرف « خ » را گرفته‌اند و از مقدمتين « ين » را و به تلفيق « خين » گفته‌اند خلاصه اين كه « خين كب ثانى » . و چون نتيجه تابع اخسّ مقدمتين است و شرط انتاج شكل دوم به حسب كيف اختلاف مقدمتين است ، پس هيچگاه شكل دوم منتج نتيجهء موجبه نخواهد بود - و آن فصيلت شكل اوّل را بود كه منتج محصورات اربع بود - و اگر موجبه را تعبير به مذكّر كنيم و سالبه را مؤنّث ، بايد گفت كه فرزندان دوم هميشه انثى خواهند بود و لكن گاهى كلى و گاهى جزئى . دليل لزوم دو شرط نامبرده در انتاج اين شكل همان است كه در شكل نخستين گفته‌ايم ، كه در صورت عدم مراعات هر يك از اين دو شرط اختلاف نتيجه در ايجاب و سلب پيش مىآيد ، و حال اين كه نتيجه لازم قياس است و لازم چگونه از ملزوم منفك مىشود ؟ يعنى اگر نتيجه موجبه است ، بايد هميشه موجبه باشد ؛ و اگر سالبه ، هميشه سالبه . و هر يك از اين دو اگر بودى منفك از قياس نمىشدى و ديگرى جاى او را نمىگرفتى . پس تخلف دليل بر عقيم بودن قياس است . مثلا اگر هر دو مقدمه موجبه باشد و اين چنين گفته شود : هر انسان حيوان است ؛ و هر ناطق حيوان است ، حق اين است كه نتيجه موجبه باشد و گفته شود : هر انسان ناطق است . و اگر به جاى كبراى نامبرده گفته شود : و هر فرس حيوان است ، حق اين است كه نتيجه سالبه باشد و گفته شود : هيچ انسان فرس نيست . و يا اگر هر دو مقدمه سالبه باشد و اين چنين گفته شود : هيچ انسان حجر نيست ، و هيچ ناطق حجر نيست ، حق
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 498 | حسن حسن زاده آملى