خلا گوينده مىگويد : « الحمد للّه الذي أذهب عنى الأذى و عافاني » .
در بحار آمده است كه :
فقه الرضا عليه السّلام : « إذا دخلت الغائط فقل : " أعوذ باللّه من الرجس النجس الخبيث المخبث الشيطان الرجيم " فإذا فرغت فقل : " الحمد للّه الذي أماط عنّي الأذى و هنّأني طعامي و عافاني من البلوى " . » « 1 »
با اين كه « أذى » يعنى پليدى را قوهء دافعه دفع كرده است ، ولى قوهء دافعه خود از شؤون نفس است كه « النفس في وحدته كل القوى » . پس اذى را نفس دفع كرده است با اين كه اسناد به قوهء دافعه داده مىشود ، و در عين حال « الحمد للّه الذي أذهب عنّي الأذى و عافاني » كه فعل نفس در طول فعل اللّه است كه اذن اللّه در سرّ هر موجود و در فعل و اثر هر مؤثر تكوينا نهفته است و هيچ اثرى نيست مگر اين كه به اذن اللّه است و لا مؤثر فى الوجود إلّا اللّه . فافهم !
بر در شاهى گدائى نكتهاى در كار كرد * گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
هيچ حول و قوهاى نيست مگر اين كه از خداوند متعال است ؛ « لا حول و لا قوة إلا باللّه » . اگر چه قيام و قعود ، منسوب به ماست ، چنان كه نماز ما را به اين حقيقت سوق مىدهد كه : « بحول اللّه و قوته أقوم و أقعد » . و در ركوع كه گفتهاى : « سبحان ربي العظيم و بحمده » ، در همان موطن لبيك مىشنوى كه : « سمع اللّه لمن حمده » .
ناصر الدين شاه قاجار در سفر خراسان به سبزوار كه رسيد به زيارت حكيم ربانى جناب متألهء سبزوارى حاج ملا هادى اسرار ، مشرف شده است و از آن فيلسوف الهى مىخواهد كه كتابى به فارسى در مبدأ و معاد براى وى تأليف كند .
حاجى ، أسرار الحكم را براى او نوشت چنان كه در اوّل أسرار الحكم بدان اظهار داشته است كه : « به داعى فرمودند كه كتابى تأليف كنم به فارسى در مبدأ و معاد مشتمل بر اسرار توحيد . به امتثال مبادرت نموده و راه اطاعت پيموده » الخ .
هامش
( 1 ) . ج 18 ، ص 42 ، باب آداب خلا ، ط 1 .