تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انه الحق (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
عشق و تدبير بين روح و جسم ، از تعشق به حديث و سوء تدبير است . يعنى آنكه سخن از عشق جسم و روح به ميان مى آورد تا بدين سخن تركيب بين آن دو را اثبات كند عشق به حديث دارد و دوست دارد كه حرفى بزند و گرنه حديث عشق بين روح و جسم مثبت مدعى نيست و اين سخن از سوء تدبير و بد انديشى است ، زيرا انسان را صورت احديت حقيقيه است يعنى صورت وحدانى و هويت واحده دارد ، و اين گونه معانى اضافى چون ابوت و ملك اند كه اضافه بين متضايفين مثلا جسم و روح مفيد چنين صورت وحدانى نيست . هفتم اينكه اگر حيوان جنس ، و ناطق فصل ، در خارج تحقق بيابند حمل آن دو را بر يكديگر نشايد ، و اگر نه حيوان در خارج تحقق داشته باشد و نه ناطق ، پس چگونه انسان در خارج تحقق مى يابد ؟ و بايد حيوان ناطق ، بنابر فرض عدم وجود خارجيشان ، از معقولات ثانيه باشند ، و حال اينكه هيچيك از اهل نظر قائل بدان نيست ، چگونه بايد آن دو را از معقولات ثانيه دانست و حال اينكه عبارت از جسم و روح مخصوص خارجى اند . هشتم از شكوك اينكه در تمثيل به حقيقت انسانيه ، اهل نظر گفتند حقيقت شى ء آنست كه شى ء بدان تحقق مى يابد ، اگر مراد از اين حقيقت آنى است كه ما آن را تصور مى كنيم ؟ بايد تصور شى ء بنابراين فرض سبب تحقق و وجود شى ء باشد . و اگر مراد از اين حقيقت آنى است كه ما آن را تصديق مى كنيم ؟ تصديق بعد از تحقق شى ء است ، و سبب تصديق قبل از تصديق است . و اگر مراد از اين