تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انه الحق (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
نظر مى افكند و در جاى خود مقرر است كه شى ء يعنى مدرك ، ادراك نمى كند مگر آنى را كه با او مناسب است ، پس فكر جزئى ادراك نمى كند مگر جزئى مثل خود را ، و حال اينكه حقايق در حضرت علميه كلياتى است كه فكر جزئى به نحوه تعين آن حقايق در حضرت علميه نمى رسد و آنها را آنچنان كه هستند ادراك نمى كند . ه مى بينيم كه كسى اعتقاد به چيزى دارد كه براى او امكان ندارد اقامه برهان بر اعتقادش بنمايد ، و هر چند مشككين در اعتقادش تشكيك كنند كه قادر بر دفع آنها نباشد ، هرگز از اعتقادش دست بر نمى دارد ، پس حالش در اين اعتقاد ، مثل حال اهل اذواق است كه آنچه برايشان به طريق تلقى حاصل شده است قابل شك و ترديد نيست . و چون چنين كسى تابع دليل مشكك نيست و پيروى از شك شكاكان نمى كن د و به خلاف شك و رأى آنان معتقد است ، اين احتمال در همه معارفى كه براى اهل اذواق به طريق تلقى حاصل مى گردد ، جارى است . و حقائق اشياء در حضرت علميه بسيط اند يعنى وجودى احدى دارند ، و ما آنها را آنچنان كه تعين وجودى آنها است نمى توانيم ادراك كنيم مگر از حيث احديت خودمان يعنى از حيث احديت ادراكى خودمان ، و حال اينكه اين ادراك از حيث احديت ما يعنى ادراك احدى براى ما متعذر است زيرا كه ادراك ما از احكام كثرت خالى نيست ، به علت اينكه ما چيزى را نمى دانيم مگر از حيث اتصاف اعيان ما به وجود ، و از حيث قيام حيات و علم به ما ، و از