تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
نكردى ؟ ابوذر گفت : چنين يافتم كه دحيهء كلبى در حضرتت بود و براى امرى او را به خلوت طلبيده‌اى ، نخواستم كلام شما را قطع كنم . حضرت فرمود كه جبرئيل بود و چنين گفت . ابوذر بسيار نادم شد . حضرت فرمود : چه دعاست كه خدا را به آن مىخوانى كه جبرئيل خبر داد كه در آسمانها معروف است ؟ گفت اين دعا را مىخوانم : اللّهم انّى اسألك الايمان بك و التصديق بنبيك و العافية من جميع البلاء و الشّكر على العافية و الغنى عن شرار النّاس . جواب اينكه اولا تأمل شود چرا جبرئيل را به صورت دحيهء كلبى رؤيت كرد . و چون اين حقيقت به تحقيق معلوم گردد ، جواب اين گونه سؤالات دانسته گردد ؛ و عمده پى بردن به همين حقيقت است ، به همان نكتهء ياد شده رجوع شود . و ثانيا اين روايت و روايات ديگر نظير آن بلكه بعضى از آيات دالّ بر نزول ملائكه بر مؤمنين مثل
أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ
« 1 » . بر يك اصل قويم عقلىاند ؛ و ابوذر هم در صقع ذات نفس خود مشاهده كرده است ؛ و اين صفاى مرآة نفس و لياقت تمثّل حقائق نوريهء عارى از مادّه و احكام مادّه را در آن مرآة از بركت ادراك محضر پيغمبر به دست مىآوردند . و ثالثا چه بسا در مواردى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يا يكى از اوصياى آن جناب تصرّف در چشم و گوش ديگران مىكردند و بر اثر آن تصرّف مىديدند و مىشنيدند آنچه را كه ديگران نمىديدند و نمىشنيدند ؛ و ورود در تفصيل موجب اسهاب و اطناب كلام مىشود ، و صاحب بصيرت را همين قدر كفايت است كه معيار فهم ديگر آيت و روايت است ، و طالب تفصيل بحث به شرح ما بر فصوص الحكم فارابى رجوع كند . و چون معنى ليلة قدر دانسته شد ، مراد از خير من الف شهر نيز معلوم مىگردد ؛ و آنچه كه در ذيل آتى از نكات علمى حول ليلة القدر نقل مىگردد در رسيدن به اين معنى معاضدند . و اللّه تعالى هو الهادى الى الرشاد .
هامش
( 1 ) - آل عمران 3 : 124 .
انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 288 | حسن حسن زاده آملى