تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
للمدرك است ، و تنزّل و تمثّل در واقع از انحاء ادراكات‌اند ، و به همين مثابت است لام
لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
« 1 » . و در نكتهء دهم هزار و يك نكته در اين مطلب اشاراتى نموده‌ايم ، رجوع شود . اگر گويى كه در خطبهء صد و نودم نهج البلاغة ، كه به نام خطبهء قاصعه است ، امير المؤمنين - عليه السّلام - فرمود : ارى نور الوحى و الرسالة و اشم ريح النبوّة و لقد سمعت رنة الشيطان حين نزل الوحى عليه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، فقلت يا رسول اللّه ما هذه الرنة ؟ فقال هذا الشيطان قد ايس من عبادته ، انك تسمع ما اسمع و ترى ما ارى الّا انك لست بنبى و لكنك وزير و انك لعلى خير . پس آنچه را كه پيغمبر مىديد و مىشنيد على - عليه السّلام - هم مىديد و مىشنيد ؛ پس رؤيت اختصاص به پيغمبر نداشت تا در صقع ذات پيغمبر باشد نه در وعاء خارج ، و گرنه على - عليه السّلام - نمىبايست ببيند . جواب اينكه آن نفس ملكوتى علوى بود كه مىديد ، و آن جناب هم در صقع ذات خود مىديد و مىشنيد ، كه ادراك و رؤيتى در ماوراى طبيعت خاصّ به نفس علوى و محمّدى دارند . اگر گويى كه گاهى ديگر صحابه هم مىديدند آنچه را پيغمبر مىديد ، چنان كه ابن بابويه - عليه الرحمة - از امام صادق - عليه السّلام - به سند معتبر روايت كرده است كه روزى ابوذر - سلام اللّه عليه - بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گذشت ، جبرئيل به صورت دحيهء كلبى در خدمت آن حضرت به خلوت نشسته و سخنى در ميان داشت ؛ ابوذر گمان كرد كه دحيهء كلبى است و با حضرت حرف نهانى دارد ، بگذشت . جبرئيل گفت : يا رسول اللّه ابوذر بر ما گذشت و سلام نكرد ؛ اگر سلام مىكرد ، ما او را جواب سلام مىگفتيم ، بدرستى كه او را دعائى هست كه در ميان اهل آسمانها معروف است ؛ و چون من عروج كنم ، از وى سؤال كن . چون جبرئيل برفت ، ابوذر بيامد . حضرت فرمود كه اى ابوذر ، چرا بر ما سلام
هامش
( 1 ) - نجم 53 : 39 .
انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 287 | حسن حسن زاده آملى