سوم آيت در او شد عرش رحمن * چهارم آية الكرسى همى خوان
پس از وى جرمهاى آسمانيست * كه در وى سورهء سبع المثانيست
نظر كن باز در جرم عناصر * كه هر يك آيتى هستند باهر
پس از ايشان بود جرم سه مولد * كه نتوان كردن اين آيات معدود
به آخر گشت نازل نفس انسان * كه بر ناس آمد آخر ختم قرآن
و از آن جمله اينكه كلمهء كتاب دلالت بر وجود جمعى كلمات نوريّه الهيّه دارد ؛ كه كتاب را از اين جهت كتاب گويند كه حروف كلماتش ضمّ با يكديگر و مجتمع در يك وعاءاند ، چنان كه كتيبة الجيش آن طايفهء لشكر گرد آمده هستند .
و از آن جمله اينكه كتاب اللّه ، چون حكمت و عقل بسيط و علم اجمالى است ، به اين لحاظ قرآن است كه وجود جمعى دارد و مبدأ فياض علوم تفصيلى است ؛ چنان كه يكى از اطلاقات عقل بسيط علم بسيط ، يعنى ملكهء بسيط ، در انسان است ، كه مبدأ فيّاض علوم تفصيلى است . و به همين مناسبت ،
الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ
به همان معنى عقل بسيط مصطلح حكما دربارى - تعالى - گرفته شده است . و فرقان علم تفصيلى حاصل و مستفيض از آن عقل بسيط است ، كه در فصل ششم مقالهء پنجم نفس شفا « 1 » و در مسلك پنجم اتحاد عاقل و معقول اسفار « 2 » بتفصيل بحث شده است و در اين رساله نيز بحث مىشود . و علم تفصيلى از اين جهت نفسانى است كه در صقع نفس از صورت و مقام اجمالى ، كه عقل بسيط و ملكه بسيط است ، فايض شده است . و بدون تجافى به مقام انكشاف قلبى رسيده است . و ما در هر حقيقتى و مسأله و مطلبى بحث مىكنيم و بدان دست مىيابيم ، اوّل ظلّ و رقيقت آن را در خود مىيابيم و سپس منتقل به حقيقت آن مىشويم ؛ كه حق - سبحانه - به حكم محكم
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
انسان را ذاتا و صفاتا و افعالا به صورت خود آفريد ، و او را شاهد بر هر غايب گردانيد ؛ و گرنه چگونه به حقايق هستى راه مىيافتيم ؟ حضرت ثامن الحجج - عليهم السّلام -
هامش
( 1 ) - شفا طبع 1 ، صفحه 358 الى 361 .
( 2 ) - اسفار طبع 1 ، جلد 1 صفحه 293 .