است ، تدبّر و دقّت بسزا شود ؛ و آن اينكه در سادس بحار « 1 » از امالى شيخ ، به اسنادش ، روايت كرده است :
عن هشام بن سالم عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال قال بعض اصحابنا اصلحك اللّه كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يقول قال جبرئيل و هذا جبرئيل يامرنى ثم يكون فى حال اخرى يغمى عليه . قال فقال ابو عبد اللّه عليه السّلام انه اذا كان الوحى من اللّه ليس بينهما جبرئيل اصابه ذلك لثقل الوحى من اللّه ؛ و اذا كان بينهما جبرئيل لم يصبه ذلك فقال قال لى جبرئيل و هذا جبرئيل .
از اين حديث گرانقدر و از ديگر روايات حاكى از اختلاف حال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هنگام نزول وحى استفاده مىشود كه حال حضرتش در هنگام وحى بى تمثّل سنگينتر از حال او در هنگام وحى با تمثّل بود . و اين معنى را اهل سلوك به خوبى لمس مىكنند و ادراك مىنمايند كه چون جذبههاى بى تمثّل صورت دست دهد سخت در قلق و اضطراب افتند ؛ بلكه گاهى شدّت جذبه با مجذوب چنان كند كه گردباد با برگ كاه . بخلاف حالتى كه با حصول تمثّل صورت است .
شايد علّتش اين باشد كه در حال تمثّل صورت ، با مثال مألوف و مأنوس عالم شهادت محشور است ؛ به خلاف خلاف آنكه با مجرّد بحث و حقيقت عارى از صورت است . و يا علتش اين باشد كه عالم شهادت نشأهء افتراق است ، و غيب عالم انفراد ؛ لا جرم وحدت و سلطه با اين است كه جمع است ؛ و آن ، چون متكثر است ، ضعيف است ؛ از اين روى ، هر چه توجّه روح انسان به عالم جمع بيشتر شود دهشت او بيشتر است كه با قويتر روبرو مىگردد .
هامش
( 1 ) - بحار چاپ كمپانى ، صفحه 362 .