تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بدان كه كلام به حروف منتهى است ، و حروف به الف ، و الف به نقطه ، و نقطه عبارت است از سرّ هويّت غيبية مطلقه در عالم و نزول وجود مطلق يعنى ظهور هوّيتى كه مبدأ وجود است و عبارتى و اشارتى آن را نبود ، يا هو يا من لا هو الّا هو . اين نقطه اگر بر عرش نازل شود عرش آب مىشود و مضمحل مىگردد . اين نقطه است كه به لحاظ امتداد و تعلّقش به كثرات ، چندين هزار عالم از آن ظاهر و چندين هزار مرتبه از آن ناشى شده است و در هر مرتبه نامى يافته است . و اين همان هويت مطلقه است كه همه به او قائم‌اند ، و در همه جاهاى و هوى اوست ، كه خود قابض و باسط است و همه به نفس رحمانى او متنفّس‌اند .
اى به ره جستجو نعره زنان دوست دوست * گربه حرم ور به دير كيست جز او اوست اوست
پرده ندارد جمال غير صفات جلال * نيست بر اين رخ نقاب نيست بر اين مغز پوست
با همه پنهانيش هست در اعيان عيان * با همه بيرنگيش در همه زو رنگ و بوست
دم چو فرو رفت‌هاست هوست چو بيرون رود * يعنى از او در همه هر نفسىهاى هوست
ديوان متألّه سبزوارى امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : قريب من الاشياء غير ملامس بعيد منها غير مباين « 1 » . قرآن صد و چهارده سوره است و سوره‌ها از آيات ، و آيات از كلمات ، و كلمات از حروف ، و حروف از الف ، و الف از نقطه ، و جميع علوم بلكه جميع اشياء صورت تركيبى و تأليفى حروف‌اند ، و حروف صورت متفرقهء الف ، و الف صورت تكرار و تفرقهء نقطه كه در سير و حركت متكثر گشت كه العلم نقطة كثرها الجاهلون . شيخ سعد الدين حموى فرمايد :
يك نقطه الف گشت الف جمله حروف * در هر حرفى الف به اسمى موصوف
چون نقطه تمام گشت آمد به سخن * ظرفست الف نقطه در او چون مظروف
اين طايفه نقطه را عبّادان مىنامند و از مثل معروف ليس وراء عبادان قرية اين معنى را قصد مىكنند .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه 177 .
انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 173 | حسن حسن زاده آملى