تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
ترس و نوميديت دان آواز غول * مىكشد گوش تو تا قعر سفول
هر ندايى كه ترا بالا كشد * آن ندايى دان كه از بالا رسد
هر ندايى كه ترا حرص آورد * بانگ گرگى دان كه او مردم درد
اين بلندى نيست از روى مكان * اين بلنديهاست سوى عقل و جان
بانگ مىآيد كه اى طالب بيا * جود محتاج گدايان چون گدا
جود محتاجست و خواهد طالبى * آنچنانكه توبه خواهد تائبى
بالا بياييد كه خداوند سبحان فياض على الاطلاق است ، و قابليت و استعداد هم به شما داده است ؛ و كتاب بىنهايت قرآن حكيم را ، كه حافل تمام حكم و معارف و شامل جميع كلمات نوريه وجوديه است ، غذاى جان شما قرار داده است . ببين كه سعهء وجودى نفس ناطقهء انسان به فعليت رسيده چه قدر است كه وعاء حقايق قرآنى مىگردد ! چنان كه گفته‌ايم ، شرط يافتن توحّد روحانى به دست آوردن است . اين توحّد قطع از تعلقات است ، كه طهارت مىآورد و به انسان بينش مىدهد ، آدمى را روشن و بيدار مىنمايد . هر اندازه انسان به ماده گرايش پيدا كرد ، به همان اندازه محجوب و مهجور و از حقيقت دور است و در صيد و شكارش عاجز است ، و هر اندازه كه از رنگ تعلّقات به درآمد ، به همان اندازه صفا و نشاط مىيابد .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است
يكى از بركات نماز اين است كه انسان را از تعلّقات دنيوى اعراض مىدهد و به ملكوت عالم مىكشاند ، كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : ان المصلى يناجى ربه . در تاريخ ابن خلّكان ، در شرح حال شيخ رئيس ، آمده است : و كان اذا اشكلت عليه مسالة توضأ و قصد المسجد الجامع و صلّى و دعا اللّه عز و جل ان يسهّلها عليه و يفتح مغلقها له . يعنى چون بر بو على سينا مسألهء مشكلى پيش مىآمد ، برمىخاست و وضو مىساخت و قصد مسجد جامع مىكرد و نماز مىگزارد و خدا را مىخواند كه آن مسألهء مشكل را بر وى آسان كند و آن بسته و پوشيده را به رويش بگشايد .
انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 125 | حسن حسن زاده آملى