تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
رياض الجنّه است ؛ و براى اين ، قبرش حفرة من حفر النّار است ؛ چون قبر هر يك جداست ، اگرچه هر دو در يك قبرند . نكته : بدل شدن صورت باطن انسان به صورت حيوانات را ، كه براهين عقلى و نقلى بر آن قائم است ، در اصطلاح اهل معرفت ، تناسخ ملكوتى گويند . اين معنى حقيقتى است كه به نام تناسخ است و اصلا تناسخ نيست ؛ يعنى با تناسخ باطل ، كه تعلق روح به بدن ديگر است ، فقط اشتراك در لفظ دارد ؛ اشتباه نشود . نكته : نفس ناطقه مجرد است ، چنان كه به براهين قاطعه مبرهن است ؛ و نفس من حيث هى مدرك كليات است ؛ و مشاهدات را ، چه از خارج و چه از داخل كه صور متمثله در لوح حسّ مشترك‌اند بىآلت حس ادراك نمىكند . پس جميع تمثلات نفس به آلت ادراك مىشود ؛ و اين آلات قواى نفس‌اند نه اعضا و جوارح كه محل و موضع قوايند : مثلا قوهء سامعه آلت آن است نه طلبهء گوش . و احاديث متظافرهء متكاثرهء متواتره در تمثّل صفات ، بعد از انتقال از اين نشأه به صور گوناگون - كه از آن بعضى به تجسم اعمال و بعضى به تجسّد اعمال تعبير كرده‌اند و در حقيقت معنى آن تمثّل اعمال است - از فريقين روايت شده است . و برهان هم قائم است كه قوا فروع و شاخه‌هاى يك شجرهء طيبه به نام روح انسانىاند كه
أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها
« 1 » يعنى :
النفس فى وحدته كل القوى * و فعلها فى فعله قد انطوى
مولوى محمد حسن در تعليم نهم مقدمهء التاويل المحكم فى متشابه فصوص الحكم « 2 » گويد : واضح باد كه از شيخ اكبر ، عين القضاة همدانى قدس سره - در بعض رسائل منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را هفتصد بار در خواب ديدم ، و هر مرتبه تعليم حقايق مىفرمود . آخر كار دانستم كه هر مرتبه نديدم مگر خود را ، مطابق اين در فصّ شيثى است كه كس نبيند مگر خود را .
هامش
( 1 ) - ابراهيم 14 : 24 ، 25 . ( 2 ) - صفحه 33 .