تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
على عليه السّلام گفت : چون قرآن بر رسول نازل مىشد ، من هم مىشنيدم . اين جان علوى علوىّ بود كه مىشنيد أرى نور الوحى و الرّسالة و اشمّ ريح النبوة و لقد سمعت رنّة الشيطان حين نزل الوحى عليه صلّى اللّه عليه و آله فقلت يا رسول اللّه ما هذه الرّنة فقال هذا الشيطان قد أيس من عبادته انك تسمع ما أسمع و ترى ما أرى إلّا انك لست بنبىّ و لكنك وزير و انك لعلى خير . « 1 » الخ . در كريمهء
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
« 2 » و در كريمهء
قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ
« 3 » و در كريمهء
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ . نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ
« 4 » بدقت تدبّر كن . نكته : آنچه را كه در اين نشأه مىبينيم همه در عالم مثال ماست ؛ كه مادهء مرئى در حقيقت ، مثال آن در صقع نفس رائى مشاهد است نه نفس مادّه . نكته : آنچه را مدارك و مشاعرت درمىيابند ، در واقع ، مدرك حقيقى حقيقت توست كه نفس ناطقهء توست ؛ يعنى زبان چشنده نيست بلكه نفس چشنده است در اين موطن ، يعنى موطن زبان ؛ بلكه بدقت ، نفس چشنده است در خيال اين موطن . و على التحقيق ، تمام ادراكات به علم حضورى است ؛ حتى ادراكات به محسوسات . و اگر اهل اشارتى ، روايات وارده در سرازيرى قبر و فشار و احوال ديگر بر حقيقت شخص وارد است ، كه ادراكات اوست ؛ ولى ، در تمثل خود ، آن همه را در قبرش مىبيند ؛ يعنى آنچه را مىبيند همه را در عالم قبرش مىنگرد . اما قبر او يعنى قبر مربوط به شخص او كه متمثّل در صقع نفس اوست كه در وعاء ادراك اوست ؛ كه اگر چنانچه زنده‌اى را با او در اين قبرش بگذارند ، اين زنده هيچيك از آن احوال را نه مىبيند و نه مىشنود ، زيرا اين قبر ظرف عذاب يا ثواب مرده نيست بلكه ظرف ثواب و عقاب را در قبر خودش مىبيند ؛ و يا اگر مؤمن و كافرى هر دو را در يك قبر بگذارند : براى آن ؛ قبرش روضة من
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه چاپ تبريز ، الخطبة القاصعة ، خطبة 190 صفحه 175 . ( 2 ) - مريم 19 : 17 . ( 3 ) - بقره 2 : 98 . ( 4 ) شعراء 26 : 192 - 191 .