مستقيماند .
كدام زمامدار اجتماع است كه در نظم مملكتدارى ، و دستور العمل ، مدينه فاضلهسازى ، و آداب راعى و رعيت ، ترقيم همانند عهدنامهء مالك را به عهده بگيرد ؟ ! اين عهد اردشير و رسائل وزراء و فرمانهاى فرماندهان بسيار در متون سير و تواريخ گواهند .
كدام فرماندهء سپاه و امير لشكر در آيين جنگاورى و سلحشورى و مبارزه با دشمن چنان كه در چند فصل قسم اوّل و دوم نهج از اسد اللّه آمده است تواند تعليم آداب حرب دهد ؟ ! اين كتاب سياسة الحروب هرثمى و كتاب الحرب عيون الاخبار ابن قتيبه ، و آداب الحرب مباركشاه و تبصره ارباب الالباب طرطوسى ، و غيرها حجّتاند .
كدام عارف منازل و مراحل پيموده است كه كلماتش در كنار مشرب عرفان سرسلسلهء عارفين على عليه السّلام نمودى داشته باشد ؟ ! اين فصوص و فتوحات و مصباح الانس و تمهيد و در محضر مبارك نهج البلاغه شهود عدلاند .
كدام حكيم متأله را ياراى اين است كه در برابر خطبههاى توحيدى على عليه السّلام قلم در دست گيرد ؟ اين رسائل فارابى و شفا و اشارات شيخ و قبسات و اسفار مير و صدرا حاضرند .
حكيم در مقابل ينحدر عنى السيل ، به وحشت است و عارف در برابر و لا يرقى الىّ الطير ، به دهشت .
در وصف متقين چنان گفت كه همام شريح شرحهشرحه شد ، و در وصف طبيعت ، خفاش و طاوس را چنان آراست كه بيانش از زبان و بنان امثال من راست نيايد ، بلكه منوچهريهاى خرّيت در طبيعتآرائى انگشت حيرت به دندان گيرند .
كوتاهى سخن اين كه حق مطلب همان است كه خود آن جناب در خطبهء
انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 12
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٢