تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
چون همى كرد از عدم گردون پديد
وين بساط خاك را مى گستريد
زاختران ميساخت او مصباحها
وز طبايع قفل با مفتاحها
اى بسا بنيادها پنهان و فاش
مضمر اين سقف كرد و اين فراش
آدم اصطرلاب گردون علو است
وصف آدم مظهر آيات او است
هر چه در وى مينمايد عكس او است
همچو عكس ماه اندر آب جو است
بر صطرلابش نقوش عنكبوت
بهر اوصاف ازل دارد ثبوت
تا ز چرخ غيب و از خورشيد روح
عنكبوتش درس گويد با شروح
عنكبوت اين صطرلاب رشاد
بى منجم در كف عام اوفتاد
انبيا را داد حق تنجيم اين
غيب را چشمى ببايد غيب بين