از وى در كتب حكمت همين فص را كه فص هفتاد و يكم است از او نقل و شرح كرده اند . عبارت كوتاه بسيار بلند فارابى اين كه : هو الحق فكيف لاوقد وجب .
و چنان كه گفته ايم ، بعد از وى ابن سينا در فصل 8 مقاله اولى الهيات شفاء بحث حق را به تفصيل عنوان كرده است ، و پس از بيان معانى حق ، سخن را رد سوفسطائى كشانده است و بسيار روش خوبى پيش گرفته است .
و شيخ در امهات مطالب فلسفى بفارابى نظر دارد و سخت به دو معتقد است . خواجه در شرح فصل هفدهم نمط هشتم اشارات در نقل مذاهب حكما در حال نفوس خالى از كمال در معاد پس از اين عبارت اما المذهب الاول فقد اشار اليه الشيخ فى كتاب المبدأ و المعاد و ذكران بعض اهل العلم ممن لايجازف فيما يقول در بيان آن بعض اهل العلم گويد : و أظنه يريد الفارابى . و اگر كسى ادعا كند كه نوعا كتب فلسفى شيخ تفسير متون گفته هاى فارابى است گزاف نگفته است و اين حقير در چندين جاى تعليقاتش بر شرح اشارات خواجه كه شيخ ناظر به فارابى است تذكر داده است و ذكر سند كرده است حتى فارابى عيون المسائل نوشته است و شيخ نيز عيون المسائل نوشته است و بايد گفت اين عيون تفصيلى و شرحى بر آنست .
و نيز شيخ در تعليقات ( ص 70 ط 1 ) ، و اشارات ( فص 4 نمط 4 ) ، به عنوان وجود حق بحث كرده است ، و پس از آن از معنى حق ، وحدت واجب و انيت محض بودن او را نتيجه گرفته است .
قيصرى در اول فصل اول مقدمات شرح فصوص محيى الدين ، و ميرداماد در قبسات ( ص 123 ط 1 ) ، و مولى صدراء در فصل اول منهج ثالث مرحله اولى اسفار ( ج 1 ط 1 ص 20 ) ، و حكيم سبزوارى در حكمت منظومه ( ص 16 ) در حق بحث فرموده اند .
مولى صدراء در فصل ياد شده اسفار بسبك شيخ در شفاء ، آن چه را كه شيخ گفت و خود در تعليقاتش بر شفاء گفته است ، آورده است .
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 555
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٥٥