فص 72 [ در حد حد است ]
الحد يؤلف من جنس و فصل كما يقال الانسان حيوان ناطق فيكون الحيوان جنسا و الناطق فصلا .
ترجمه : حد از جنس و فصل تأليف مىشود چنان كه در حد انسان گفته مىشود ، حيوان ناطق كه حيوان جنس است و ناطق فصل .
بيان : اين فص و فص بعدى دو تعليقه در تفسير فص دهم اند كه در فص دهم گفته بود « : واجب الوجود لذاته لافصل له و لاجنس له فلاحدله . و واجب الوجود لامقوم له فلاموضوع له فلامشارك ، فى الموضوع فلاضدله » .
چون در آن فص از حد و موضوع سخن رفت در بيان هر يك از حد و موضوع تعليقه اى نگاشت . و در فص يازدهم نيز از موضوع سخن به ميان آمد . و امر ترتيب اقتضا مى كرد كه اين دو فص در اول رساله شرح فصوص قرار گيرد و لكن ما هيچگونه تصرفى در ترتيب فصوص نكرده ايم و به همان نظم معهودش باقى گذاشته ايم تا مبادا مثل فصوص طبع بغداد مثله گردد .
حد و رسم
حد شى در اصطلاح اهل ميزان كه علماى منطق اند تعريف آن شى است به جنس و فصل كه تعريف بكنه او است و جنس و فصل ذاتيات مقوم شى است كه آن شى مصداق آنها است به اين معنى كه