و چون در اين مقام سخن از علم بذات كه سبب و علت است ، و پس از آن علم به معلول كه غير است عنوان شده است ، مبادا تو همى پيش آيد كه اين تقدم و تأخر ، زمانى و نحو آن بوده باشد ، در رفع اين تو هم گفته است كه اين تقدم و تأخر ، فاصله زمانى و نحو نيست . زيرا انفكاك بين علت تامه كه ذات واجب است ، و بين معلول كه اثر او است ، غلط است . ناگزير در اقسام قبل و بعد سخن بميان آورد تا معلوم گردد كه در اينجا كدام يك از آن اقسام است :
انواع تقدم در كتب اوائل به پنج قسم گفته آمد كه عبارتند از : تقدم به زمان ، و بذات ، و بطبع و به وضع و بشرف .
تقدم به زمان معروف و معنى آن روشن است . و چنان كه فارابى مثال زده است چون تقدم پير بر كودك كه آن به زمان پيش از اين است ، و اين به زمان پس از آن . اين تقدم و تأخر زمانى است .
تقدم بشرف نيز مانند تقدم به زمان معروف و روشن است . و آن چون تقدم عالم بر جاهل است .
در اين نوع تقدم ممكن است متأخر به زمان بر متقدم به زمان تقدم داشته باشد چون جوان دانا بر پير نادان . و به مثال فارابى چون تقدم ابوبكر به عمر كه آن با شرف تر از اين بود .
اين حقير گويد : چون تقدم حضرت وصى على اميرالمؤمنين عليه الصلاة والسلام بعد از خاتم صلى الله عليه و آله و سلم بر همه .
سبحان الله كه اينك پنج ساعت و ده دقيقه بعد از ظهر يكشنبه سيزدهم ماه رجب المرجب سنه يكهزار و سيصد و نود و شش هجرى قمرى مطابق بيستم تير ماه هزار و سيصد و پنجاه هجرى شمسى روز ولادت با سعادت حضرت ولى الله اعظم ، امام كل ، برهان سالكان ، نور موحدان ، سر پيمبران و عالميان ، على اميرالمؤمنان است كه اين گداى ره نشين آن سلطان عوالم ملك وملكوت ، و متوسل به ذيل عنايت آن رب انسانى ، و مقتبس از مصباح مشكوة آن صاحب ولايت كبرى و خلافت عظمى و آدم اولياء الله و واسطه فيض الهى ، كه
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 518
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥١٨