تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦

قرب حق

بيان : فص در قرب حق است كه در نتيجه حق آشكار است و هيچ پوشيدگى وى را نيست . و از تدبر در مطلب اين فص معلوم مى گردد كه قرب و بعد موجودات به لحاظ نسبت وجود آنها با حق سبحانه است و اين قرب و بعد متفرع بر اصالت وجود است و فارابى به اصالت وجود تصريح مىكند كه گويد « و اتصال الوجود لايقتضى قربا أقرب من قربه و كيف و هو مبدأ كل وجود و معطيه » . در ميان حكماى بزرگ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام در اين موضوع يعنى اصالت وجود اختلافى نيست و حجت برخى از كسانى كه به اصالت ماهيت دم بر آورده اند داحضه ، و رائى فائل و سخت سست است و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت در وصف آن نيت درست است . پاره اى از مطالب در اين باره در رساله دروس اتحاد عاقل به معقول آورده ام بدانجا رجوع شود . نتيجه اى كه فارابى در آخر اين فص تحصيل كرده است اين كه « : فلاخفاء بالحق الاول » كه بيان لالبس له فهو ظاهر است . قرب به دو نوع مكانى و معنوى تقسيم شده است ، و معنوى نيز به اتصال از قبل وجود و اتصال از قبل ماهيت تقسيم گرديده است . پس قرب بر سه قسم است : قرب مكانى ، و قربى كه به معنى اتصال از قبل وجود است ، و قربى كه به معنى اتصال از قبل ماهيت . ح‌ق تعالى از قرب به معنى هر يك از طرفين منزه است . بلكه قرب به معنى وسط نيز به يك معنى در حق تعالى صادق نيست ، و به معناى ديگر حق وى و فقط در وى محقق است ، آنگاه نتيجه گرفته مىشود كه پيداتر از او هيچ نيست . اتصال از جانب ماهيت آنست كه ماهيتى با ماهيتى هر چه مشاركات بيشتر داشته باشد ، بدان مشارك در مشاركات بيشتر اقرب است . پس ماهيات را لذاتها اتصالى و قربى و بعدى با حق صمد سبحانه نمى باشد بلكه اتصال و قرب و بعد آنها به واسطه وجودى است كه واجب بدانها