تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
عقل جز وى چون مشوب از وهمها است
زان سبب مذموم نزد اوليا است
و مرادش از استدلاليان فيلسوفانند كه ميخواهند با پاى چوبين يعنى با استدلال به مقصود برسند و حال اينكه پاى چوبين سخت بى تمكين است . در اين بيت به شكل اول نتيجه مى گيرد كه پاى استدلاليان سخت بى تمكين است و حال اينكه از راه دليل و استدلال پيش آمده است بنابر گفته خودش پاى استدلال سخت بى تمكين است . تنكابنى در قصص العلماء در شرح حال ملاخليل قزوينى گويد كه : وى در دو مسئله بر خطا رفته يكى اينكه ترجيح بلامرجح جايز است و ديگر اينكه شكل اول نتيجه نميدهد زيرا كه مستلزم دور است زيرا كه نتيجه موقوف بر كبرى است و كبرى نيز موقوف بر نتيجه و دور باطل است پس شكل اول باطل است پس استدلال به شكل اول در هر مقامى باطل است . چون ملاخليل اين دو مسئله را اختيار نمود اشتهار در امصار يافت و چون بسمع علماء اصفهان رسيد مانند آقا حسين و اضراب و اتراب او نهايت در مقام تخطئه و انكار بر آمدند چون انكار و تشنيع ايشان به گوش ملاخليل رسيد روانه اصفهان شد كه با ايشان در اين باب مجادله نمايد پس وارد مدرسه اى شد كه آقا حسين در آنجا تدريس مى كرد و آقا حسين در اندرون خانه بود ملاميرزا محمد حسن شيروانى در مدرسه بود و در ن‌زد آقا حسين درس ميخواند و اتفاق افتاد كه ملاخليل بحجره ملاميرزا وارد شد ملاميرزا از كيفيت احوال او استفسار نمود در جواب گفت من ملاخليل قزوينى ميباشم و شنيدم كه آقا حسين در اين دو مسئله معروفه بر من تشنيع و انكار نموده آمدم تا با او مناظره كنم . ملاميرزا گفت شما بگوئيد كه چرا در شكل اول صغرى و كبرى مستلزم نتيجه نيستند ؟ ! ملاخليل گفت براى اينكه دور لازم مى آيد و