تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
دائما او پادشاه مطلق است
در مقام عز خود مستغرق است
او ز سر نايد ز خود آنجا كه او است
كى رسد دست خرد آنجا كه اوست
رد و بدل شد بنگرد مى بيند كه محور بيان مرحوم آقا سيد احمد وحدت شخصيه وجود است و مدار فكر مرحوم كمپانى بر تشكيك وجود بمبناى حقيقت واحده ذات مراتب كه صاحب اسفار بر آنست ، نه چنان كه حكيم مشائى گويد كه : تشكيك در وجود به مبناى حقائق متنابئه بدان طريق كه خواجه در شرح فصل 17 نمط چهارم اشارات شيخ تقرير كرده است . و اين كمترين در رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم تحرير كرده است ( ص 52 و 53 ط 1 ) . سعدى در گفتارش به همين نقاش نظر دارد كه گفته است :
دگر از عقل حكايت به عاشقان منويس
كه حكم عقل به ديوان عشق ممضى نيست
و نيز شيخ شبسترى در گلشن راز :
هر آنكس را كه ايزد راه ننمود
زاستعمال منطق هيچ نگشود
عارف متأله سيد حيدر آملى در جامع الاسرار در فرق بين دو نحوه علم كه يكى كسبى يعنى نظرى است كه طريق تحصيل حكيم فلسفى است ، و ديگرى علم ارثى الهى حقيقى كه طريق عارف است ، بحثى وزين و شريف از صفحه 472 تا 526 عنوان كرده است كه در توضيح و تبيين مقصود بسيار نافع است . از نقل و فحص و بحث در آن از جهت خوف اطناب و اطاله خوددارى كرده ايم . در اين مبحث جمعى از اكابر فلاسفه را نام مى برد كه سر انجام