تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
سر به آستانه بيت معمور و سقف مرفوع عرفان نهاده اند تا آرامش يافته اند . و كلمات هر يك را از كتب و رسائلشان در اثبات مقصود شاهد آورده است از آن جمله اند : شيخ رئيس ابن سينا ، فخر رازى ، خواجه نصيرالدين طوسى ، غزالى ، افضل الدين خونجى ، نصيرالدين كاشى ، افضل الدين كاشى ، صدرالحق تر كه اصفهانى ، كمال الدين ميثم بحرانى ، استادش على بن سليمان بحرانى ، صائن الدين ابن تركه و عبدالرزاق قاسانى . اين فقير الى الله تعالى گويد : اگر چه هيچ دانشى به پايه بزرگى و ارزشمندى علم عرفان نيست ، و آن كس كه عرفان ندارد نه دنيا را دارد و نه آخرت را ، و لكن چنان كه عارف به فيلسوف مى گويد حق تعالى را بايد با هر دو ديده نگريست كه نه تشبيه لازم آيد و نه تنزيه عين تشبيه ، همچنين حق اين است كه معارف و علوم را بايد با هر دو چشم عقل و عرفان نگريست . زيرا كه بشر نمى تواند از منطق و برهان بى نياز باشد مگر اوحدى از انسانها كه داراى نفس مكتفى و مؤيد بروح قدسى اند . كتاب احتجاج طبرسى و كتاب احتجاج بحار و ديگر جوامع روائى ، بلكه خود قرآن كريم بر مبناى پيشرفت عقل و هشدارى بشر به احتجاج است كه به سه قسم برهان و خطابه و جدال احسن تقسيم مى گردد . و چه بسا مطالب حقه كه در كتب و رسائل راسخان در فن فلسفه مى يابيم كه با متن صريح معارف صحف عرفانى موافق و معاضد يكديگرند . و حق اين است كه قرآن و برهان از يكديگر جدائى ندارند . و عارف اگر بخواهد يكى از مطالب فلسفى را رد كند بالاخره بايد با دليل رد كند و دليل خود فلسفه است و مبانى و قواعد آن علم ميزان است . ملاى رومى در مثنوى گفته است :
پاى استدلاليان چوبين بود
پاى چوبين سخت بى تمكين بود