فيض در رساله گلزار قدس ( ص 12 ) فرمايد : عقلى را كه اين قوم نكوهش مينمايد عقل اهل دنيا است نه عقل اهل آخرت چه عقل كامل اخروى آنست كه احوال معاش و معاد به آن منظم گردد . اهل دنيا آن مقدار از عقل ميدارند كه كار دنياى خود را به آن ميسازند و بامور آخر نمى پردازند و اهل آخرت امر عقباى خود را هم ميدانند بكمال عقلى كه دارند و به كار دنيا نمى پردازند مگر به قدر ضرورت كه ضرورت كه به كار آخرت آيد و اين عقل كامل بزرگتر نعمتى است كه حق تعالى باهلش ارزانى داشته و بناى همه كمالات برين است و عقل اهل دنيا فى الحقيقه عقل نيست چنان كه در حديث وارد شده تلك النكراء تلك الشيطنة و هى شبيهة بالعقل و ليست به
عقل جزئى عقل را بدنام كرد
كام دنيا مرد را ناكام كرد
اين سخن فيض اگر چه در حد خود صحيح است و چه بسا كه گويندگان بزرگ در نظم و نثر در مقام پند و اندرز ، عقلى را كه به دنيا ميكشاند و در حقيقت شبيه به عقل است بلكه شيطنت و نكراء است نكوهش كرده اند ، ولى چنان كه متعرض شديم اين نقاش و نزاع ميان طائفه نامبرده به اين مطلب سطحى پيش پا افتاده نيست سخن در اين است كه عارف مى گويد عقل نظرى بطريق اعمال قوانين و مسائل منطقى و فلسفى و از قائل نبودن به وحدت شخصيه وجود و به چشم عقل حق را فقط مجرد از ماده دانستن و در عين حال تنزيه به تشبيه افتادن دور از واقع است لذا گاهى او را به احولى و گاهى به واحد العينى بودن نسبت ميدهد . اگر كسى نامه هائى را كه در ميان جناب عارف شامخ مرحوم آقا سيد احمد كربلائى و جناب حكيم راسخ مرحوم آقا محمد حسين كمپانى قدس سر هما الشريف كه هر دو از افاخم و اعاظم علماى عصر اخير بودند در بيان گفتار شيخ فريد الدين عطار :