عادة الله بدون سنخيت علت و معلولى و بدون جنسيت سبب و مسبى چه ميخواهند و اين لفظ عادتشان در بروز آثار از موجودات چون لفظ كسب ايشان است در اسناد افعال عباد بعباد و اين عادت و كسب آنان هم بعبادت است نه به حساب و دليل . و چون علت و شرط و معد و سبب و اين گونه امور را مطلقا در موجودات انكار دارند شرايط رؤيت بصرى را كه عدم قرب و بعد و صغر مفرط و عدم حاجب بين رايى و مرئى و مجرد نبودن مزئى و مضيئى بودن مرئى و كثيف بودن آن و سلامت حاسه و قصد داشتن رائى و مقابله يا حكم مقابله بين رائى و مرئى است شرايط ادراك بصرى و رؤيت مرئى نمى دانند و گفتند اگر عادة الله جارى شود هر موجودى خواه مجرد باشد و خواه جسمانى ، خواه ذات باشد خواه صفات خواه معانى خواه جوهر خواه عرض به رؤيت بصرى مىشود مرئى شود حتى اينكه در شب تاريك اگر كور مادرزاد در مشرق باشد و مورچه اى در مغرب باشد مىشود كه بعادة الله آن را با چشم كور مادرزاديش ببيند . و در روز روشن انسان بينا با بينندگان سالم اگر كوهى در مقابل او قرار گيرد و آهنگ ديدن آن هم كرده باشد و ديگر شرايط رؤيت جمع باشد مىشود كه به عادة الله آن را نبيند چون هيچ عليت و معلوليت و سببيت و مسببيت در هيچ چيز با چيز ديگر نيست در حقيقت اين گروه اتباع سوفسطائيه اند و مقالاتشان سفسطه است براى آشنايى بيشتر در اين باره به رساله سعديه علامه حلى ( ص 9 ) و احقاق الحق قاضى نور الله شهيد ( ص 14 رحلى ) رجوع شود .
در رساله سعديه گويد : قال فخرالدين الرازى و هو منهم ان اصحابنا خالفوا جميع العقلاء فى ذلك به اما المعتزلة و الفلاسفة فظاهر لانهم ينكرون ذلك انكارا ظاهرا و اما الباقون من المسلمين و هم المشبهة والمجسمة فانهم و ان اثبتوا الرؤية لكن لاعلى الوجه الذى فلناه لانهم اعتقدوا ان الله تعالى جسم فلهذا اثبتوا رؤيته ولو قالوا بانه مجرد لا فى جهة امتنع عندهم رؤيته .
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 451
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٥١