تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
نميگويد :
اذا كان الغراب دليل قوم
فمأ واهم محل الها لكينا
و يا بقول عنصرى :
هر كه را رهبرى كلاغ كند
بى گمان دل بدخمه داغ كند
آنكه آراى آنان و اينكه رفتار آنان . نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سيئات اعمالنا . امام حجة الله است . امام مؤيد به روح القدس است ( اصول كافى معرب ج 1 ص 328 ) . امام به منزله رسول الله است ( كافى معرب ج 1 ص 212 ) . امام كسى است كه لايغفل و لايلهو ولا يزهو ( ج 1 كافى ص 214 ) . امام ملاح است و امت و رعيت سفينه ( ج 1 كافى ص 248 ) مثل اهل بيتى مثل سفينة نوح من ركبها نجى و من تخلف عنها زخ فى النار . امام مستقى العلم است ( كافى ج 1 ص 328 ) . در دفتر نكاتم نگاشته ام كه : دين عبارت است از جعل و تنظيم اسرار تكوينى و طبيعى مسير تكامل انسانى كه بر طبق ناموس آفرينش و متن حقيقت و واقعيت خارج بلسان سفراى الهى كه اهل طهارت و عصمت و امام قافله انسانيت اند بيان شده است و همان صراط مستقيم و صراط الى الله و صراط الله است
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
( هود آيه 57 ) كه چون صراط مستقيم بازگو شود به صورت دين در مى آيد و چون دين را در خارج پيدا كنيم متن صراط مستقيم و مسير الى الله و صراط الله است و قرآن صورت كتبيه انسان كامل است و صراط مستقيم يك راه و يك حقيقت بيش نيست كه كوتاه ترين خط و اصل بين دو نقطه است پس دين يكى بيش نخواهد بود ان الدين عند الله الاسلام و دين و ديندار كه راه و راه پيما است هر دو يك حقيقتند كه دين دار خود متن صراط تكامل انسانى است و انسان كامل كه واسطه فيض الهى و امام قافله انسانى است متن همين دين و صراط است .