الظالمون علوا كبيرا در نشأه دنيا نيز ديده مىشود به همين ديده كه مبصرات محسوس شوند .
فرقه ديگر گويند كه ديده شود لكن در آخرت . لكن از آنجا كه اشاعره آخرت را عود روح دانند به بدن در نشأة دنيا و معاد را قطعه از دنيا دانند اين فرقه با فرقه اولى چندان فرقى ندارند چه هر دو فرقه رؤيت را در دنيا دانند و در نشأة محسوسه بحواس دنيويه لكن فرقه دوم او را بقطعه خاص از زمان دنيوى مخصوص كنند . و فرقه ديگر گويند كه ديده مىشود لكن نه به اين ديده و قول اين فرقه را محملى صحيح بود اگر توجيه القول بمالايرضى به صاحبه بل لايفهمه نباشد .
و آن محل چنين بود كه منظور قائل رؤيت كنه ذات اقدس نباشد بلكه رؤيت آيات و مجالى و مرائى و مظاهر بود بحسب ظهورات اسماء و صفات ذاتيه بوجه نزول در مظاهر شئونات ذاتيه فعل اطلاقى حق اول جل و على كه بفيض مقدس و حق ثانى و حق مخلوق به معروف باشد چه ديده باطن عكوس اسماء و تجليات صفات حق اول را در مرايى وجودات امكانى از آنجا كه وجودند مشاهده تواند كرد چنان كه معدن علوم ربانى و تمام مظهر اسماء و صفات سبحانى كه مراد از كلام جامع تخلقوا باخلاق الله بود در جواب سائلى كه عرض كرده است هل رايت ربك فرموده است و يلك ما كنت اعبد ربالم اره قال و كيف رأيته قال عليه السلام لاتدركه العيون بمشاهدة الابصار و لكن رأته القلوب بحقائق الايمان . انتهى
اين فرقه اخير كه گويند ديده مىشود لكن نه به اين ديده چنانست كه ضرار بن عمرو گويد خداوند در روز قيامت بحاسه ششم ديده مىشود نه به اين چشم .
آرى توجيه جناب آقاى على مدرس همانست كه فرمودند : توجيه القول بمالايرضى صاحبه بل لايفهمه است زيرا اشاعره چنان كه در مباحث گذشته گوش زد شد قائل به عليت و معلوليت نيستند و پيدايش هر چيزى را از چيز ديگر بعادة الله دانند و خودشان نمى فهمند از اين
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 450
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٥٠