تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
من لينة او تركتموها قائمة على اصولها فباذن الله . برخى از آنان مشبهه و مجسمه اند كه بر بارى تعالى ملامست و مصافحت جايز دانسته اند . و گفته اند كه مسلمانان مخلص در دنيا و آخرت با بارى تعالى معانقت كنند و رؤيت بارى تعالى را در دنيا جايز داشته اند . داود جواربى ايشان گويد كه درباره خداوند مرا از فرج و ريش عفو كنيد و از هر چه كه جز آنست بپرسيد . و گفت كه خداوند را جسم و گوشت و خون و اعضا و جوارح از دست و پا و سر و زبان و دو چشم و دو گوش است و از بالا تا سينه او اجوف است ، و باقى مصمت ( توپر ) و موى انبوه پيچان سياه دارد . جاحظيه گويند : قرآن جسد است ، روا باشد كه گاهى قلب به مرد گردد و گاهى قلب به زن . غرابيه گويند : غرابها با يكديگر خيلى ماننداند ، و تميز آنها از يكديگر دشوار است ، محمد و على آنچنان با هم شبيه بودند كه جبرئيل قرآن را براى على آورده است و لكن اشتباه كرده به محمد داده است . فرقه اى گويند : مركب و كاغذ حتى جلد و چرم روى قرآن قديم است . قوشچى در اوائل مقصد ثانى شرح تجريد خواجه در مبحث كلام حق سبحانه گويد : الحنابلة قالوا : كلامه تعالى حروف و اصوات يقومان بذاته و انه قديم ، و قد بالغوافيه حتى قال بعضهم جهلا الجلد و الغلاف ايضا قديمان فضلا عن المصحف . از اين گونه خرافات و ترهات و اباطيل بسيار دارند كه روح اسلام از آنها بيزار است . قرآن برهان و عرفان است ، و دين خدا علم و عقل است ، كتاب الله صراط الله و حكمت و حكيم است پس والقرآن الحكيم . چه رسوايى از اين بيشتر كه اگر بيگانه اى بخواهد در دين خاتم انبياء صلى الله عليه و آله و سلم تفحص و تحقيق كند به كتب ملل و نحل ، و كتب اين گونه متكلمان مسلمانان دست يازد و به چنين آراى
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 445 | حسن حسن زاده آملى