تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
) و آيه 143 سوره اعراف : (
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي
) است . اقوال در رؤيت به يازده قول رسيده است و همه آنها را ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة در جزو ثالث آن در شرح خطبه چهل و نهم كه اول آن الحمد لله الذى بطن خفيات الامور است آورده است ( ص 171 چاپ سنگى ) . قائلان به رؤيت : مشبهه و مجسمه و اشاعره و اشباه آنانند . اينان مدعى اند كه خداى تعالى را به چشم سر مى توان ديد ، با اين كه اشاعره خداى را مجرد مى دانند . به كتب ملل و نحل رجوع شود معلوم مى گردد كه مردم دور از مشكوة امامت و مصباح ولايت ، چه قدر بر اسلامى كه علم محض و نور صرف و معيار صدق و ميزان حق و دين خداوند عالم است ، نسبتهاى ناروا داده اند . اين فرق منتحلين به اسلام برخى از آنان جبرى اند كه نفى فعل از بنده مى كنند ، و او را در صدور افعال از او مانند جماد مى دانند كه هيچ اختيار به هيچ نوع ندارد سنگ را كه حركت دادند بى اختيار حركت م‌ى كند و بالا مى اندازند بالا ميرود و بر سر هم مى نهند ديوار مىشود و در چاه مى اندازند خوش بشيب مى رود و در هيچكدام نه قدرت دارد و نه اختيار آدمى در افعال خود مانند آنست ( شرح گلشن راز لاهيجى ص 294 چاپ سنگى ايران 1310 ه ) . و بايد گفت آنكه بنده را در فعلش چون جماد ميداند خود جماد است . و برخى از آنان در قبال جبريان ، بنده را در افعال خود مستقل مى دانند . اين فرقه براى كوبيدن اشاعره ، بدون توجه به عدد افراد آدميان براى مبدأ عالم شريك قائل شده اند . و اين قرآن است كه در اول سوره حشر راجع به جلاء وطن جهودان بنى نضير و شكست و آوارگى آنان ، هم فرمود : و ظنوا انهم مانعتهم حصونهم من الله فاتيهم الله من حيث لم يحسبوا و قذف فى قلوبهم الرعب . و هم فرمود : ماقطعتم