تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
وجود ذات خاص او بعينه بدون واسطه استدلال ثابت شده است نام مشاهده بر آن تعلق ميگردد چه اينكه استدلال بر غايب آورده مىشود و به غايب از راه استدلال نايل ميتوان شد . و آنى كه استدلال بر او راه ندارد و مع ذلك به انيت او بدون شك حكم مىشود غايب نيست و هر موجودى كه غايب نيست مشاهد است و مشاهده ادراك مشاهد است و مشاهده يا به مباشرت و ملاقات است و يا از جز مباشرت و ملاقات اين رؤيت است . و حق اول ذاتش بر وى پوشيده نيست و اين معنى باستدلال نيست پس بر ذات او روا است كه كمالش را از ذاتش مشاهده كند پس هنگاميكه براى غيرش بدون مباشرت و مماست و نياز به استدلال تجلى كرد مرئى آن غير است زيرا اگر مباشرت بر وى روا باشد تعالى عنها بايد ملموس يا مذوق يا جز آنها باشد ، و هرگاه در قدرت صانع است كه قوت اين ادراك را در عضو بصرى كه بعد از بعث باشد قرار دهد دور نيست كه وى تعالى در روز قيامت مرئى باشد بدون تشبيه و تكييف و مسامتت و محاذات . تعالى عما يشركون .

در رؤيت بارى تعالى

بيان : اين فص در رؤيت بارى تعالى است . بحث رؤيت از مسائلى است كه از صدر اسلام در ميان متكلمين سائر و دائر بود ، و در آن اختلاف بسيار كرده اند ، و در جوامع روائى فريقين بخصوص در جوامع اماميه بابى در تدوين و جمع روايات رؤيت عنوان كرده اند . و از روايات معلوم مىشود كه از زمان امام باقر عليه السلام تا زمان ثامن الحجج على بن موسى الرضا ، و به خصوص در زمان اين بزرگوار بسيار بحث از رؤيت بود . اين كمترين دو رساله يكى در رؤيت ، و ديگر در لقاء الله نوشته است و هر دو را در شرح نهج البلاغه درج كرده است . لذا از نقل مطالب آنها در اينجا خوددارى مىكند ، مگر اين كه به برخى از نكات