آنها به مناسبتى اشارتى رود تا به اختصار دامنه اين بحث را فرا چينيم و غرض فص را روشن سازيم .
از اين كه در جوامع فريقين بابى به اسم باب الرؤية عنوان شده است ، پيدا است كه سخن در رؤيت از صدر اسلام در السنه مسلمانان و متكلمان آنان دائر بود ، و اختلاف در آن بسيار شده است .
كلينى در كافى عنوان كرده است « : باب فى ابطال الرؤية » ( ج 1 معرب ص 74 ) . و صدوق در توحيد « : باب ماجاء فى الرؤية » . و فيض در وافى « : و باب ابطال الرؤية » . و مجلسى در دوم بحار « : باب نفى الرؤية » .
در اين ابواب در نفى رؤيت و اثبات آن ، روايات بسيار نقل شده است . نفى آن بوجهى ، و اثبات آن به وجهى .
و نيز در جوامع روائى عامه ، رواياتى در باب رؤيت آورده اند . ابو داود در سنن به اسنادش از قيس بن ابى حازم از جرير بن عبدالله روايت كرده است كه : قال كنا مع رسول الله صلى الله عليه و آله فنظر الى القمر [ ليلة البدر ] ليلة اربع عشرة ، فقال : انكم سترون ربكم كما ترون هذا لاتضامون فى رؤيته . . . الحديث ( ج 4 ط مصر 1370 هص 322 ) .
اين جرير ، جريربن عبدالله بجلى است كه ابن اثير در اسد الغابه آورده است كه به چهل روز پيش از رحلت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ، اسلام آورده است .
و در صحيح مسلم عنوان شده است « : باب معرفة طريق الرؤية » . ( ج 1 ص 163 ) .
احاديث بسيار در ابواب مذكور و در ابواب ديگر ، در بيان آيات اول سوره نجم روايت كرده اند ، چنان كه فريقين در كتب تفسير ، در تفسير سوره نجم آورده اند .
از آياتى كه در پيرامون آنها در اين موضوع ، بسيار سخن به ميان آورده اند : آيات اوائل سوره نجم ، و آيه 22 و 23 سوره قيامت : (
وُجُوهٌ