در پاسخ گفتند : ما هرگز از تو دروغى نشنيدهايم .
فرمود : انِّى نَذِيْرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدىْ عَذابٍ شَدِيْدٍ : « من شما را در برابر عذاب شديد الهى انذار مىكنم » ( شما را به توحيد و ترك بتها دعوت مىنمايم ) .
هنگامى كه « ابولهب » اين سخن را شنيد گفت :
تَبّاً لَكَ ! أَ ما جَمَعْتَنا الَّا لِهذا ؟ ! :
« زيان و مرگ بر تو باد ! آيا تو فقط براى همين سخن ما را جمع كردى » ؟ !
در اين هنگام بود كه ، اين سوره نازل شده : تَبَّتْ يَدا أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ : « زيان و هلاكت بر دستان ابولهب باد كه زيانكار و هلاك شده است » .
بعضى در اينجا افزودهاند : هنگامى كه همسر « ابولهب » ( نامش « ام جميل » بود ) با خبر شد كه اين سوره دربارهء او و همسرش نازل شده ، به سراغ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد ، در حالى كه آن حضرت را نمىديد ، سنگى در دست داشت و گفت : من شنيدهام « محمّد » مرا هجو كرده ، به خدا سوگند اگر او را بيابم با همين سنگ بر دهانش مىزنم ! من خودم نيز شاعرم ! سپس به اصطلاح ، اشعارى در مذمت پيغمبر و اسلام بيان كرد . « 1 »
خطر « ابولهب » و همسرش براى اسلام و عداوت آنها منحصر به اين نبود ، و اگر مىبينيم قرآن لبهء تيز حمله را متوجه آنها كرده و با صراحت از آنها نكوهش مىكند ، دلائلى بيش از اين دارد كه بعداً به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد .
* * *
هامش
( 1 ) « قرطبى » ، ج 10 ، ص 7324 ( با كمى تلخيص ) ، همين مضمون را با تفاوتى « طبرسى » در « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث و « ابن اثير » در « الكامل » ، ج 2 ، ص 60 ، و « درّ المنثور » و « ابوالفتوح رازى » و « فخر رازى » و « فى ظلال القرآن » در تفسير اين سوره نقل كردهاند .