( ( 1 ) ) تَبَّتْ يَدا أَبي لَهَبٍ وَ تَبَّ ( ( 2 ) ) ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ ( ( 3 ) ) سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ( ( 4 ) ) وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ( ( 5 ) ) في جيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ
بريده باد هر دو دست « ابولهب » ( و مرگ بر او باد ) !
هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودى نبخشيد !
و به زودى وارد آتشى شعلهور و پر لهيب مىشود .
و ( نيز ) همسرش ، در حالى كه هيزمكش ( دوزخ ) است .
و طنابى در گردنش از ليف خرما است !
شأن نزول :
مرگ بر ابولهب !
از « ابن عباس » نقل شده : هنگامى كه آيهء « وَ انْذُرْ عَشِيْرَتَكَ الأَقْرَبِيْنَ » نازل شد و پيغمبر مأموريت يافت فاميل نزديك خود را انذار كند و به اسلام دعوت نمايد ( دعوت خود را علنى سازد ) پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بر فراز كوه « صفا » آمده ، فرياد زد :
« يا صَباحاهُ » !
( اين جمله را عرب زمانى مىگفت كه مورد هجوم غافلگيرانه دشمن قرار مىگرفت ، براى اين كه همه را با خبر سازند و به مقابله برخيزند ، كسى صدا مىزد :
« يا صَباحاهُ » !
انتخاب كلمهء « صباح » به خاطر اين بود كه ، هجومهاى غافلگيرانه غالباً در اوّل صبح واقع مىشد ) .
هنگامى كه مردم « مكّه » اين صدا را شنيدند ، گفتند : كيست كه فرياد مىكشد ؟
گفته شد : « محمّد » است ، جمعيت به سراغ حضرتش رفتند ، او قبائل عرب را با نام صدا زد ، و با صداى او جمع شدند ، فرمود : به من بگوئيد : اگر به شما خبر دهم كه سواران دشمن از كنار اين كوه به شما حملهور مىشوند ، آيا مرا تصديق خواهيد كرد ؟