نازل كن ، و اين مشكل را بگشا » .
و در روايتى آمده است : زن عرضه داشت :
أَللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ حالِى فَارْحَمْنِى فَإِنَّ لِى صَبِيَّةً صِغاراً ، إِنْ ضَمَمْتُهُمْ إِلَيْهِ ضاعُوا ، وَ إِنْ ضَمَمْتُهُمْ إِلىَّ جاعُوا
: « خداوندا ! تو حال مرا مىدانى ، بر من رحم كن ، كودكان خردسالى دارم ، اگر در اختيار شوهرم بگذارم ضايع مىشوند ، و اگر خودم آنها را برگيرم گرسنه خواهند ماند » !
در اينجا حال وحى به پيامبر صلى الله عليه و آله دست داد ، و آياتِ آغاز اين سوره بر او نازل شد كه راه حل مشكل « ظهار » را به روشنى نشان مىدهد .
فرمود : همسرت را صدا كن ، آيات مزبور را بر او تلاوت كرد ، فرمود : آيا مىتوانى يك برده را به عنوان « كفارهء ظهار » آزاد كنى ؟ عرض كرد : اگر چنين كنم ، چيزى براى من باقى نمىماند .
فرمود : مىتوانى ، دو ماه پى در پى روزه بگيرى ؟ عرض كرد : من اگر نوبت غذايم سه بار تأخير شود ، چشمم از كار مىافتد و مىترسم نابينا شوم .
فرمود : آيا مىتوانى ، شصت مسكين را اطعام كنى ، عرض كرد : نه ، مگر اين كه شما به من كمك كنيد .
فرمود : من به تو كمك مىكنم و پانزده صاع ( 15 من كه خوراك شصت مسكين مىباشد ، هر يك نفر يك مُدّ يعنى يك چهارم من ) به او كمك فرمود ، او كفاره را داد ، و به زندگى سابق بازگشتند . « 1 »
چنان كه گفتيم ، اين شأن نزول را بسيارى از مفسران از جمله « قرطبى » ، « روح البيان » ، « روح المعانى » ، « الميزان » ، و « فخر رازى » ، « فى ظلال القرآن » ، « ابوالفتوح رازى » ، « كنز العرفان » و بسيارى از كتب تاريخ و حديث با تفاوتهائى نقل كردهاند .
* * *
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث ( با كمى تلخيص ) ؛ « بحار الانوار » ، ج 22 ، ص 57 ، و ج 90 ، ص 71 ؛ « جامع البيان » ، ج 28 ، ص 6 ؛ « قرطبى » ، ج 17 ، ص 270 و 271 .