تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
ادامه دهى چيزى براى تو باقى نمىماند ، « عثمان » گفت : من گناهانى دارم كه مىخواهم به اين وسيله رضا و عفو الهى را جلب كنم ، « عبداللَّه » گفت : اگر شترِ سواريت را با جهازش به من دهى ، من تمام گناهانت را به گردن مىگيرم ! « عثمان » چنين كرد ، و بر اين قرارداد گواه گرفت ، و بعد از آن از انفاق خوددارى كرد ( آيات فوق نازل شد و اين كار را شديداً نكوهش كرد ، و اين حقيقت را روشن ساخت كه هيچ كس نمىتواند بار گناه ديگرى را بر دوش گيرد ، و نتيجهء سعى و تلاش هر كس به خود او مىرسد ) . « 1 » 2 - آيه دربارهء « وليد بن مغيره » است ، او به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به اسلام نزديك شد ، بعضى از مشركان او را سرزنش كرده ، گفتند : آئين بزرگان ما را رها كردى ، آنها را گمراه شمردى ، و گمان كردى آنها در آتش دوزخند ! او گفت : راستى من از عذاب خدا مىترسم ! ، شخص سرزنش كننده گفت : اگر چيزى از اموالت را به من دهى و به سوى شرك بازگردى ، من عذاب تو را بر گردن مىگيرم ! « وليد بن مغيره » اين كار را كرد ، ولى مالى را كه بنا بود بپردازد ، جز قسمت كمى از آن را نپرداخت ! آيهء فوق نازل شد و « وليد » را بر روى گرداندن از ايمان نكوهش كرد . « 2 » * * *
هامش
( 1 ) اين شأن نزول را « طبرسى » در « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث آورده ، و مفسران ديگر مانند « زمخشرى » در « كشاف » و « فخر رازى » در « تفسير كبير » نيز آورده‌اند ، « طبرسى » بعد از نقل آن مىافزايد : اين شأن نزول از « ابن عباس » و « سدى » و « كلبى » و جماعتى از مفسران نقل شده است . « بحار الانوار » ، ج 9 ، ص 158 ، ج 22 ، ص 55 ، و ج 108 ، ص 121 ؛ « قرطبى » ، ج 17 ، ص 111 . ( 2 ) اين شأن نزول را نيز « مجمع البيان » و « قرطبى » و « روح البيان » و « روح المعانى » و بعضى ديگر از تفاسير نقل كرده‌اند . « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 9 ، ص 158 ، و ج 22 ، ص 55 ؛ « قرطبى » ، ج 17 ، ص 111 .
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 422 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي