تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
( 36 ) وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً ( ( 37 ) ) وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَن‌ْتَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِين‌َحَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ( ( 38 ) ) ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند ، اختيارى ( در برابر فرمان خدا ) داشته باشد ؛ و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند ، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است ! ( به خاطر بياور ) زمانى را كه به آن كس كه خداوند به او نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى به ( / فرزند خوانده‌ات « زيد » ) مىگفتى : « همسرت را نگاه دار و از خدابپرهيز » ! و در دل چيزى را پنهان مىداشتى كه خداوند آن را آشكار مىكند ؛ و از مردم مىترسيدى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى ! هنگامى كه زيد نيازش را از آن زن به سر آورد ( و از او جدا شد ) ما او را به همسرى تو در آورديم تا مشكلىبراى مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخوانده‌هايشان - هنگامى كه طلاق گيرند - نباشد ؛ و فرمان خدا انجام شدنى است ( و سنت غلط تحريم اين زنان بايد شكسته شود ) . هيچ گونه منعى بر پيامبر در آنچه خدا بر او واجب كرده نيست ، اين سنت الهى در مورد كسانى كه پيش از اين بوده‌اند نيز جارى بوده ؛ و فرمان خدا روى حساب و برنامهء دقيقى است ! شأن نزول :

مؤمنان در برابر فرمان خدا و رسول حق انتخاب ندارند

آيات فوق - به گفتهء غالب مفسران و مورخان اسلامى - در مورد داستان ازدواج