پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان آمين گفتند !
« جبرئيل » نازل شد و آيهء فوق را به پيامبر صلى الله عليه و آله ابلاغ كرد ، وقتى به جملهء « فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ » رسيد « جلاس » عرض كرد : اى رسول خدا ! پروردگار به من پيشنهاد توبه كرده است ، من از گناه خود پشيمانم و توبه مىكنم ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله توبهء او را پذيرفت . « 1 »
همان گونه كه در سابق نيز اشاره كرديم نقل كردهاند : گروهى از منافقان تصميم داشتند به هنگام بازگشت از جنگ « تبوك » ، در يكى از گردنههاى ميان راه ، شتر پيامبر را رم دهند ، تا آن حضرت از بالاى كوه به درّه پرت شود .
ولى پيامبر صلى الله عليه و آله در پرتو وحى الهى ، از اين ماجرا آگاه شد ، و نقشهء شوم آنها را نقش بر آب كرد ، مهار « ناقه » را به دست « عمار » سپرد و « حذيفه » را مأمور كرد تا از پشت سر ناقه را براند ، كه مركب كاملًا در كنترل باشد .
حتى به نيروها دستور داد : از راه ديگر بروند ؛ تا منافقان نتوانند در لابلاى آنها پنهان شوند ، و نقشهء خود را عملى كنند ، و هنگامى كه در آن تاريكى شب ، صداى آمدن عدهاى را پشت سر خود در آن گردنه شنيد ، به بعضى از همراهان دستور داد :
فوراً آنها را باز گردانند ، آنها كه تعدادشان دوازده ، يا پانزده نفر بود ، و قسمتى از صورت خود را پوشانيده بودند ، وقتى وضع را براى اجراى نقشه نامساعد ديدند ، متوارى شدند ، اما پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را شناخت ، و نامهايشان را يك به يك براى بعضى از يارانش برشمرد . « 2 »
چنان كه خواهيم ديد ، آيه به هر دو برنامهء منافقان اشاره مىكند : يكى گفتارى نا به جا از آنها ، و ديگرى توطئهاى كه خنثى شد ، و به اين ترتيب ، به نظر مىرسد : هر دو شأن نزول تؤاماً صحيح باشند .
* * *
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » ، ج 17 ، ص 184 ؛ « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث و تفاسير ديگر .
( 2 ) اقتباس از « تفسير مجمع البيان » ، و « تفسير المنار » ، و « روح المعانى » و تفاسير ديگر ؛ « بحار الانوار » ، ج 17 ، ص 184 .