« عثمان » نازل گرديده در حالى كه مىدانيم قتل عثمان ساليان دراز بعد از وفات پيامبر بود .
اين احتمال نيز هست كه آيه در حادثهء « بنىقريظه » نازل شده باشد اما چون تناسب با آيات « بدر » داشته به فرمان پيامبر به آنها ملحق شده است .
* * *
( ( 30 ) ) وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ
( به خاطر بياور ) هنگامى را كه كافران نقشه مىكشيدند كه تو را به زندان بيفكنند ، يا به قتل برسانند ، و يا ( از « مكّه » ) خارج سازند ، آنها چاره مىانديشيدند و خداوند هم تدبير مىكرد و خدا بهترين تدبير كنندگان و چارهجويان است .
شأن نزول :
توطئهء قتل پيامبر صلى الله عليه و آله و زمينهء هجرت
مفسران و محدثان ، آيهء فوق را اشاره به حوادثى مىدانند كه منتهى به هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله از « مكّه » به « مدينه » شد .
اين حوادث كه با تعبيراتى مختلف نقل شده همگى يك حقيقت را تعقيب مىكنند و آن اين كه : خداوند به طرز اعجاز آميزى پيامبر صلى الله عليه و آله را از دام يك خطر بزرگ و قطعى رهائى بخشيد ، حادثه طبق نقل « درّ المنثور » چنين است :
گروهى از قريش و اشراف « مكّه » از قبائل مختلف جمع شدند تا در « دارُ النَّدْوَةِ » ( محل انعقاد جلسات مشورتى بزرگان « مكّه » ) اجتماع كنند ، و دربارهء خطرى كه از ناحيهء پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را تهديد مىكرد بينديشند .
( مىگويند : ) در اثناء راه پير مرد خوشظاهرى به آنها برخورد كرد كه در واقع همان شيطان بود ( يا انسانى كه داراى روح و فكر شيطانى ) از او پرسيدند : كيستى ؟
گفت : پير مردى از اهل « نجد » هستم ، چون از تصميم شما با خبر شدم ، خواستم