تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
چنان كه گوئى تو از زمان وقوع آن با خبرى ! بگو : « علمش تنها نزد خداست ؛ ولى بيشتر مردم نمىدانند » . شأن نزول :

هنگام برپائى رستاخيز

به طورى كه در بعضى از روايات آمده است طايفهء قريش به چند نفر مأموريت دادند كه به « نجران » سفر كنند ، و از دانشمندان يهود كه ( علاوه بر مسيحيان ) در آنجا ساكن بودند مسائل پيچيده‌اى را سؤال كنند و در بازگشت ، آنها را در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح سازند ( به گمان اين كه پيامبر از پاسخ آنها عاجز مىماند ) از جملهء سؤالات اين بود : قيامت در چه زمانى برپا مىشود ؟ هنگامى كه آنها اين پرسش را از پيامبر صلى الله عليه و آله كردند ، آيهء فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت . « 1 » - « 2 » * * * ( ( 188 ) ) قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي نَفْعاً وَ لا ضَرّاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذيرٌ وَ بَشيرٌلِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ بگو : « من مالك سود و زيان خويش نيستم ، مگر آنچه را خدا بخواهد ؛ ( و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم ، مگر آنچه خداوند اراده كند ؛ ) و اگر از غيب با خبر بودم ، سود فراوانى براى خود فراهم مىكردم ، و هيچ بدى ( و زيانى ) به من نمىرسيد ؛ من فقط بيم دهنده و بشارت دهنده‌ام براى گروهى كه ايمان مىآورند ! ( و آمادهء پذيرش حقّند ) .
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران مانند مرحوم « طبرسى » شأن نزول رادربارهء جمعى از يهود ذكر كرده كه به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و از مسألهء قيامت پرسيدند ، اما از آنجا كه سوره در « مكّه » نازل شده و پيامبر در آنجا با يهود درگيرى نداشت اين موضوع بسيار بعيد به نظر مىرسد . ( 2 ) « تفسير برهان » ، ج 2 ، ص 54 ؛ « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ( با تلخيص ) ؛ « بحار الانوار » ، ج 7 ، ص 62 ؛ « تفسير على بن ابراهيم قمى » ، ج 1 ، ص 249 .