« اى محمّد ! يك روز ما پيروز شديم و روز ديگر شما » ( يعنى اين پيروزى ما در برابر شكستى كه در بدر داشتيم ) .
پيامبر صلى الله عليه و آله به مسلمانان فرمود : فوراً پاسخ او را بگوئيد ( گويا مىخواهد به ابوسفيان اثبات كند كه پرورش يافتگان مكتب من همه آگاهى لازم را دارند ) مسلمانان گفتند :
« هرگز وضع ما با شما يكسان نيست شهيدان ما در بهشتند و كشتگان شما در دوزخ » .
« ابوسفيان » فرياد زد و اين جمله را به صورت يك شعار افتخار آميز گفت :
انَّ لَنَا الْعُزّى وَ لا عُزّى لَكُمْ :
« ما داراى بت بزرگ عزّى هستيم و شما نداريد » .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : شما هم در برابر شعار آنها بگوئيد :
اللَّهُ مَوْلينا وَ لا مَوْلى لَكُمْ :
« سرپرست و تكيه گاه ما خدا است و شما سرپرست و تكيه گاهى نداريد » .
« ابوسفيان » كه خود را در مقابل اين شعار زندهء اسلامى ناتوان مىديد ، دست از بت « عزّى » برداشت و به دامن بت « هبل » در آويخت و فرياد زد :
أُعْلُ هُبَلَ ! :
« سربلند باد هبل » !
پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد اين شعار جاهلى را نيز با شعارى نيرومندتر و محكمتر پاسخ دهند و بگويند :
اللَّهُ أَعْلى وَ أَجَلُّ ! :
« خداوند برتر و بالاتر است » .
« ابوسفيان » كه از اين شعارهاى گوناگون خود بهرهاى نگرفت فرياد زد : ميعادگاه ما سرزمين بدر صغرى است .
مسلمانان از ميدان جنگ با زخمها و جراحات فراوان بازگشتند ، در حالى كه از حوادث دردناك احد سخت ناراحت بودند ، در اين هنگام آيهء بالا نازل شد و به آنها هشدار داد كه در تعقيب مشركان كوتاهى نكنند و از اين حوادث دردناك ناراحت نشوند .
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٢