تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
« اى محمّد ! يك روز ما پيروز شديم و روز ديگر شما » ( يعنى اين پيروزى ما در برابر شكستى كه در بدر داشتيم ) . پيامبر صلى الله عليه و آله به مسلمانان فرمود : فوراً پاسخ او را بگوئيد ( گويا مىخواهد به ابوسفيان اثبات كند كه پرورش يافتگان مكتب من همه آگاهى لازم را دارند ) مسلمانان گفتند : « هرگز وضع ما با شما يكسان نيست شهيدان ما در بهشتند و كشتگان شما در دوزخ » . « ابوسفيان » فرياد زد و اين جمله را به صورت يك شعار افتخار آميز گفت : انَّ لَنَا الْعُزّى وَ لا عُزّى لَكُمْ : « ما داراى بت بزرگ عزّى هستيم و شما نداريد » . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : شما هم در برابر شعار آنها بگوئيد : اللَّهُ مَوْلينا وَ لا مَوْلى لَكُمْ : « سرپرست و تكيه گاه ما خدا است و شما سرپرست و تكيه گاهى نداريد » . « ابوسفيان » كه خود را در مقابل اين شعار زندهء اسلامى ناتوان مىديد ، دست از بت « عزّى » برداشت و به دامن بت « هبل » در آويخت و فرياد زد : أُعْلُ هُبَلَ ! : « سربلند باد هبل » ! پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد اين شعار جاهلى را نيز با شعارى نيرومندتر و محكم‌تر پاسخ دهند و بگويند : اللَّهُ أَعْلى وَ أَجَلُّ ! : « خداوند برتر و بالاتر است » . « ابوسفيان » كه از اين شعارهاى گوناگون خود بهره‌اى نگرفت فرياد زد : ميعادگاه ما سرزمين بدر صغرى است . مسلمانان از ميدان جنگ با زخم‌ها و جراحات فراوان بازگشتند ، در حالى كه از حوادث دردناك احد سخت ناراحت بودند ، در اين هنگام آيهء بالا نازل شد و به آنها هشدار داد كه در تعقيب مشركان كوتاهى نكنند و از اين حوادث دردناك ناراحت نشوند .