جمعى از مردم « مكّه » به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمدند و از روى خدعه و نيرنگ اظهار اسلام مىكردند ، اما همين كه در برابر قريش و بتهاى آنها قرار مىگرفتند به نيايش و عبادت بتها مىپرداختند .
و به اين ترتيب مىخواستند از ناحيهء اسلام و قريش هر دو آسودهخاطر باشند ، از هر دو طرف سود ببرند و از هيچ يك زيان نبينند ، و به اصطلاح در ميان اين دو دسته دو دوزه بازى كنند .
آيهء فوق نازل شد و دستور داد مسلمانان در برابر اين دسته شدت عمل به خرج دهند . « 1 »
* * *
( ( 92 ) ) وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً
هيچ فرد با ايمانى مجاز نيست كه مؤمنى را به قتل برساند ، مگر اين كه اين كار از روى خطا و اشتباه از او سر زند ؛ و ( در عين حال ، ) كسى كه مؤمنى را از روى خطا به قتلرساند ، بايد يك بردهء مؤمن را آزاد كند و خونبهائى به كسان او بپردازد ؛ مگر اين كه آنها خونبها را ببخشند . و اگر مقتول ، از گروهى باشد كه دشمنان شما هستند ( و كافرند ) ، ولى مقتول با ايمان بوده ، ( تنها ) بايد يك بردهء مؤمن را آزاد كند ( و پرداختن خونبها لازم نيست ) . و اگر از جمعيتى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى بر قرار است ، بايد خونبهاى او را به كسان او بپردازد ، و يك بردهء مؤمن ( نيز ) آزاد كند . و آن كس كه دسترسى ( به آزاد كردن برده ) ندارد ، دو ماه پى در پى روزه مىگيرد . اين ( يك نوع تخفيف ، و ) توبهء الهىاست . و خداوند ، دانا و حكيم است .
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 19 ، ص 146 ؛ « جامع البيان » ، ج 5 ، ص 273 ؛ « تفسير ابن كثير » ، ج 1 ، ص 546 .