شأن نزول :
حكم قتل خطائى
يكى از بتپرستان « مكّه » به نام « حارث بن يزيد » با دستيارى « ابوجهل » مسلمانى را به نام « عياش بن ابى ربيعه » به جرم گرايش به اسلام مدتها شكنجه مىداد ، پس از هجرت مسلمانان به « مدينه » ، « عياش » نيز به « مدينه » هجرت كرد و در شمار مسلمانان قرار گرفت .
اتفاقاً روزى در يكى از محلههاى اطراف « مدينه » با شكنجه دهندهء خود « حارث بن يزيد » رو به رو شد ، از فرصت استفاده كرده ، او را به قتل رسانيد ، به گمان اين كه :
دشمنى را از پاى در آورده است ، در حالى كه توجه نداشت « حارث » توبه كرده و مسلمان شده است و به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله مىرود ، جريان را به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كردند ، آيه نازل شد و حكم قتلى را كه از روى اشتباه و خطا واقع شده را بيان كرد . « 1 »
* * * ( 93 ) وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً
و هر كس ، فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند ، مجازات او دوزخ است ؛ در حالى كه جاودانه در آن مىماند ؛ و خداوند بر او غضب مىكند ؛ و او را از رحمتش دورمىسازد ؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است .
شأن نزول :
كيفر قتل عمد
يكى از مسلمانان به نام « مقيس بن صبابه كنانى » ، كشتهء برادر خود « هشام » را در محلهء « بنىالنجّار » پيدا كرد ، جريان را به عرض پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد ، پيامبر صلى الله عليه و آله او را به
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « تفسير صافى » ، ج 1 ، ص 482 ؛ « نور الثقلين » ، ج 1 ، ص 530 ؛ « بحارالانوار » ، ج 22 ، ص 20 .